تحلیل بنمایهشناختی دیوان ابواسحاق حلاج اطعمۀ شیرازی، با تکیه بر دو مؤلفۀ ساختارگرایانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22126/ltip.2024.10142.1225چکیده
گونۀ ادبی طنز از قدیمترین میراث مکتوب ادب فارسی، همچون سرمایۀ فرهنگی سرزمینهای فارسیزبان و فرهنگ نوشتاری فارسی، حضوری پررنگ و کموبیش پیوسته داشته است. این امر مطالعه و بررسی آن را با رویکردهای گوناگون ناگریز میکند. یکی از رویکردهای ممکن، یافتن بنمایگان بهمنزلۀ اجزایی از ساختار متن و سپس ترسیم شبکۀ بنمایگانی بهمنزلۀ روابط میان اجزای ساختار است. مطالعۀ بنمایگان، برای دستیابی به ابربنمایهها و چیرگی آنها، شناختی تازه را از متن میسر میکند. گستردگی و انعطاف ماهیت بنمایه ظرفیت مطلوبی برای تحلیل متن به دست میدهد. بنمایه عنصر تکرارشوندۀ متن است، مشروط بر آنکه این تکرار بسنده و نیز دلالتمند باشد. این عنصر میتواند یک واژه، نماد، تصویر، شگرد ادبی و... باشد. در این پژوهش بنمایههای حامل طنز در دیوان ابوسحاق اطعمۀ شیرازی استخراج، طبقهبندی و با کمک منابع اسنادی و کتابخانهای، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. در انتها، «بزرگنمایی و برجستهسازی امر خوردن» بهعنوان ابربنمایۀ حامل طنز در متن به دست آمد که بنمایگان متعددی زیرمجموعۀ آن قرار دارند. این بنمایگان عبارتاند از: روابط بینامتنی (نقیضهپردازی، تضمین، تلمیح)، تیپسازی راوی، واژگان مرتبط با عشق، اصطلاحات عرفانی برای خوراکیها، تصویرپردازی، انسانانگاری، گفتگو، مناظره، شطحبافی، حماسی جلوه دادن خوردن، نام خوراکیها در محل ردیف، استفادۀ فراگیر از واژگان مرتبط، تشبه به ادبیات تعلیمی، تقدسبخشی به خوردن، نظم سلسلهمراتبی خوراکیها و عنوانهای طنزآمیز. کنش این بنمایگان و تراکم آنها در متن در نهایت منتهی به برجسته سازی مفهوم «خوردن» و مفاهیم وابسته می شود.