تحلیل انتقادی بازنمایی کنشگران اجتماعی در اشعار پروین اعتصامی: مطالعهای مبتنیبر راهبردهای نظام ارجاعی رویکرد ونلیوون (2008)
نویسندگان
1 دانشیار زبانشناسی، گروه آموزش زبان، دانشکدة ادبیات و علومانسانی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889- 14665، تهران، ایران.
2 3. دانشیار ادبیات فارسی، گروه ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علومانسانی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889- 14665، تهران، ایران
3 دانشآموخته کارشناسیارشد آموزش زبان فارسی، گروه ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علومانسانی، دانشگاه فرهنگیان، کرمان، ایران
doi
10.22126/jlw.2025.11654.1811چکیده
در این پژوهش در چارچوب نظام ارجاعیِ رویکرد اجتماعی-معناشناختی ونلیوون (2008) به تحلیل انتقادی بازنمایی کنشگران اجتماعی در اشعار پروین اعتصامی پرداخته شد. هدف از این پژوهش، روشنساختن روابط بین قدرت و هویت در بافت اجتماعی-سیاسی آن دوره بود. در پژوهشِ توصیفی-تحلیلی حاضر، تعداد 247 بیت از 10 قطعه شعر پروین، نمونۀ آماری در نظر گرفته شد. تحلیل این دادهها برمبنای نظامهای دوگانۀ عامارجاعی-خاصارجاعی، فردارجاعی-همسانسازی، جمعارجاعی-کلارجاعی، مشخصسازی-نامشخصسازی، پیوستهنمایی-گسستهنمایی و تمایزگذاری-تمایززدایی این رویکرد انجام شد. فراوانی بازنمایی کنشگران اجتماعی در راهبرد نوع ماهیت نشان میدهد که مؤلفههای عامارجاعی و خاصارجاعی تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند؛ درحالیکه فراوانی مؤلفههای همسانسازی متفاوت از فردارجاعی است. در راهبرد تشخصبخشی، فراوانی مؤلفههای مشخصسازی و پیوستهنمایی بهترتیب متفاوت از مؤلفههای نامشخصسازی و گسستهنمایی است. فراوانی مؤلفههای تمایزگذاری نیز متفاوت از تمایززدایی است. براساس تحلیل دادهها، همۀ راهبردهای نظام دوگانۀ ارجاعی در متن موردمطالعه به کار گرفته شدهاند. الگوی بازنمایی کنشگران اجتماعی، برپایة مؤلفههای عامارجاعی و خاصارجاعی، نشاندهندة توجهِ فراگیر به همۀ کنشگران اجتماعی است. باتوجهبه الگوی بازنمایی همسانسازی-فردارجاعی میتوان دریافت که سازوکارهای قدرت و ساختارهای اجتماعی، به حاشیهرانی کنشگران و هویتهای انفردی انجامیده است. کاربرد مؤلفۀ «مشخصسازی» در مقایسه با «نامشخصسازی» نشاندهندة نامتوازنی در ساختار هویتی و اجتماعی جامعه است. الگوی نظام پیوستهنمایی-گسستهنمایی نیز بر چالشهای مشترک و حمایت از دگرگونیهای اجتماعی تأکید دارد. کاربرد فزایندۀ راهبرد تمایزگذاری، بر نقدِ دوگانهسازی جامعه و تفاوت در نگرش ساختار قدرت به شهروندان عادی نسبتبه کنشگران ردهبالا دلالت دارد. در این نظام دوگانه، کاربرد ضمایر به تمایز بین کنشگران و جامعۀ دوقطبی شناختهـناشناخته، تشویق دیگران به همراهی با وضع موجود جامعه، برجستهسازی وجوه مثبت گروه خود و وجوه منفی گروه دیگران، تقابل بین هویت جمعی و هویت انفرادی و ماهیت سلسلهمراتبی جامعه اشاره دارد.