طنز اخلاقی یا هجو اخلاق؛ درنگی بر اخلاق‌الاشراف عبید زاکانی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران.

2 دانش‌آموخته دکتری، گروه فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران.

doi
10.22126/ltip.2025.11170.1303
چکیده

معمای معکوس‌ساختنِ فضایل اخلاقی در کتاب اخلاق اشراف، مسألة اصلیِ مقالة پیش رو است. با هدف رفع ابهام از انگیزة مصنّف و ضمن روش تحلیلِ متنی و اسنادی، نتیجة تحقیق نشان می‌دهد: عبید زاکانی از کاوش در ماهیت نظری اخلاق امتناع کرده و در عوض با توصیف آن‌چه به نام اخلاق هست، کاربردی نارس را به اخلاقیات مرسومِ زمانه‌اش نسبت داده؛ که در انتهای این مسیر، با انگیزه طنزنگاری یا هجویه‌سرایی، اخلاق مختار خود را تجویز کرده است. در واقع، آن‌چه عبید به عنوان ناکارآمدیِ فضایل مشهور در کتب اخلاقی و افواه عمومی روایت کرده است، صرف‌نظر از این‌که تبارشناسی اخلاق، یا طغیان فرهنگی- طبقاتی، یا طریقت رندی، یا نهیب به بی‌عملی باشد یا خیر، به تقریبْ چالشی است برای فایده و پیامد منتسب به اخلاق. در مقام تنقیح و بازنویسی این مشی کنایی و در جهت پذیرش زیست اخلاقی در عالم معاصر، که ثمرة عملی این تحقیق است، به نظر می‌رسد راهکاری بدیل، با تلفیقی از دو رویکرد عمل‌گرایانه و فضیلت‌گرایانه، جبرانی خواهد بود برای اخلاقیات کم‌رمق در تقریر عبید.