تحلیل بوستان سعدی با نظریۀ کنش اجتماعی ماکس وبر

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

doi
10.22126/ltip.2024.10708.1262
چکیده

ماهیت تعلیمی دو اثر سعدی، بوستان و گلستان -به عنوان گنجینۀ آموزه‎های اخلاقی- بر همگان آشکار است. در حالی‎که گلستان لحن ملایم و غیرمستقیم دارد، بوستان با استفادۀ مکرر از افعال امری و بازدارنده و روش‎های متقاعدکننده، سبک مقتدرانه‌تری را به نمایش می‌گذارد. تمرکز اولیۀ سعدی بر اصلاح فرد به منظور بهبود جامعه به عنوان یک کل قرار دارد؛ که با رویکرد فردگرایانۀ برخی نظریه‎های جامعه‎شناختی نوین، به ویژه نظریۀ کنش اجتماعی ماکس وبر، همسو است. در این مقاله ایده‌های جامعه‌شناختی ماکس وبر دربارۀ درک معانی ذهنی کنش‌گران به کنش‌های خود معرفی می شود. وبر کنش اجتماعی را به چهار نوع کنش عقلانی هدف‌مدار، کنش عقلانی ارزش‌محور، کنش عاطفی و کنش سنتی تقسیم می‌کند. پس از آن روش‌های آموزشی مختلف سعدی در بوستان مانند تشویق، هشدار و گزاره‌های مشروط بر اساس نظریۀ کنش اجتماعی وبر ترسیم می‌شود . جامعه آماری، بوستان است تا چگونگی رویکردهای آموزشی سعدی با اشکال مختلف کنش اجتماعی وبر روشن و نبوغ سعدی به‌عنوان یک مصلح اجتماعی در چشم‌اندازهای جامعه‌شناختی مدرن آشکار شود. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی، نظریۀ کنش اجتماعی وبر را در ابیات بوستان، تحلیل و میزان هم‎پوشانی آن را بررسی می‎کند. آثار سعدی، همگون با جنبه‎هایی از نظریه‎های جامعه‎شناختی معاصر، مانند نظریۀ کنش اجتماعی وبر و جایگاه سعدی به عنوان متفکری تلقی می‎شود که بینش او فراتر از مرزهای زمان و فرهنگ خود است.