نگاشتهای استعاری عشق در مثنوی غنایی همای و همایون خواجوی کرمانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
doi
10.22126/ltip.2025.11128.1297چکیده
استعارة مفهومی از نظریّههای زبانشناسی شناختی است و زبانشناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون استعاره را پدیدهای فقط زبانی نمیدانند، بلکه برای آن ماهیّتی ادراکی و مفهومی قائل هستند. عشق و ملزومات آن از مفاهیمی است که در مطالعات ادبی همواره از جنبههای گوناگون بررسی شده است. خواجوی کرمانی (689 تا 750) از شاعران ادب فارسی در سدۀ هشتم هجری- قمری است که مثنوی عاشقانة همای و همایون را با ساختاری روایی به نظم درآوردهاست. جستار حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی نگاشتهای استعاری عشق را در مثنوی همای و همایون بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان میدهد، ادبیات غنایی به عنوان بخشی از افکار و اعمال انسانها رویکرد استعاری دارد. عشق نیز به عنوان بخشی از ادبیات غنایی در قالب نگاشتهای مختلفی از جمله استعارههای هستومند، ملموس و محسوس شده است که آتش، می، گلستان، دریا و گیاه نمودهای شاخص نگاشتهای استعاری هستومند در مثنوی همای و همایون خواجوی کرمانی هستند. افزون براین، نوع نگاشتهای استعاری در این مثنوی، بیانگر آن است که شیوة بیانی خواجو در مجسم ساختن اندیشههای غنایی، تکراری است و تا حدود فراوانی بازگویی افکار و اندیشههای پیشینیان است.