تجربۀ زیستۀ سعدی و موثق‎نمایی رخداد/خبرهای گلستان

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسیِ قرارداد مشترک دانشگاه کردستان و دانشگاه سلیمانیه

doi
10.22126/ltip.2024.10355.1241
چکیده

آداب‎نامه‎های کلاسیک فارسی بنا به کارکرد هدایتی-بازدارنده‎ای که برای آن‎ها مفروض است، مشحون از ردّپاهای آشکار و ضمنی مولف-راویان رخداد/خبرها به قصد جهت‎دهی به فهم/تفسیرِ شنونده/خواننده‎هاست. گلستان سعدی در مقام متنی آداب‎نامه‎ای دربردارندۀ وجوهی از مداخله‎های مذکور در برساخت حکایت/واقعیت‎هاست. یکی از اشکال مداخله ‎در گلستان، به‎کارگیری انواع گفتمان وجهی به قصدِ موثق‎نمایی رخداد/خبرهای موضوع بازنمایی است. در این نوشتار انواع موثق‎نمایی مولف-راوی گلستان در قالب تجربۀ زیسته وی با رویکردی پدیدار-روایت‎شناختی دلالت‎یابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می‎دهد که مولف-راوی گلستان سعی کرده است بسیاری از رخداد/خبر‎های مندرج در حکایت‎ها را با تکیۀ بر ضمیر اول شخص در قالب تجربۀ زیستۀ خود بازنمایی کند. بدین صورت که در آغاز حکایت‎های مذکور، گاهی هم در میانۀ حکایت، با اشاره به برخی از کنش‎های ادراکی حسّی یا سایر نشانگان نزدیکی؛ حضور باواسطه یا بی‎واسطۀ خود با زمان/مکان وقوع رخداد یا منبع تولید آن را در قالب سه منِ بلاغی، ناظر و فردی اعلان کرده است. این نزدیک‎نمایی ضمنِ موثق‎نماییِ رخداد/خبر‎ها درصدد است تا دانایی/باور بازنمایی‎شده در آن‎ها را نیز در نظر شنونده/خواننده، قطعی/درست بنمایاند.