تفسیر و تحلیل کاربرد واژۀ «کافور» در آثار خاقانی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی؛ دانشکده ادبیات و علوم انسانی؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ زاهدان؛ ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی؛ دانشکده ادبیات و علوم انسانی؛ دانشگاه سیستان و بلوچستان؛ زاهدان؛ ایران.

doi
10.22126/ltip.2025.11589.1330
چکیده

کافور مادّه‌ای خوشبو با خواص دارویی بسیار است. این مادّه، در فرهنگ ایران بسیار کاربرد داشته و در پهنۀ ادب فارسی نیز راه یافته است. شاعران و نویسندگان با توجه به ویژگی‌های بی‌شمار و خاص این مادّه، از این واژه، در مضمون‌آفرینی و ابداع تصاویر هنری گوناگون بهره برده‌اند. در آثار خاقانی شروانی، واژۀ کافور دامنۀ تکرار بالایی دارد. خاقانی که استاد معناآفرین است، علاوه بر استفادۀ این واژه در معنای ظاهری، به صُوَر‎خیال نظر داشته و واژۀ کافور را در موارد زیادی، در معنای مجازی و ادبی گماشته و تصاویر هنری خیال‌انگیزی آفریده است. خاقانی در غالبِ موارد استفاده از واژۀ کافور، این واژه را با گونه‌های علم بیان همراه کرده و کلام خود را به این زیورهای ادبی آراسته است. تصویرهای شاعرانه‌ای که خاقانی با واژۀ کافور آفریده است، به دو دستۀ عناصر طبیعی و متعلّقات انسانی تقسیم می‌شود. وی در کاربرد واژۀ کافور، بیش از همۀ شاخه‌های علم بیان، به استعاره و سپس تشبیه نظر داشته است. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است؛ پژوهندگان نخست ابیات و عباراتی از آثار خاقانی را که واژۀ کافور در آن‌ها به‌کار رفته است، استخراج کرده و سپس با تحلیل آن ابیات و عبارات، صُوَر‎خیال موجود در واژۀ کافور را تبیین نموده و به گره‌گشایی شعرِ خاقانی پرداخته‌اند. در پایان نیز با ارائۀ جدول، آمار استفادۀ خاقانی از واژۀ کافور با توجه به صُوَر‎خیال آورده شده است.