تحلیل کاربردشناختی کنشهای کلامی در شعر خواندن محتسب، مست خرابافتاده را به زندان از مولوی و مست و هشیار از پروین اعتصامی
نویسندگان
1 علامه طباطبائی
doi
10.22126/ltip.2025.10767.1266چکیده
نوع عملکرد افعال زبانی یا گفتاری در شاخۀ فلسفۀ زبان و تحلیلی یکی از مباحث مهمی است که جان راجرز سرل به آن پرداخته است. اساس نظریۀ کنشهای گفتاری سرل مبتنی بر فرایند برقراری ارتباط است و بر این نکته تأکید میکند که گوینده با پارهگفتهای مطرحشده که واژهها و ساختارهای دستوری را در برمیگیرد، بهصورت دقیق نمیتواند به بیان منظور خود بپردازد. بررسی این اعمال پنجگانه از دید سرل میتواند در تحلیل متون راهگشا باشد. با تحلیل انواع کنشهای گفتاری در متون گفتوگومحور میتوان معانی ضمنی جملات متن، نحوۀ توزیع قدرت میان طرفین ارتباط، تأثیرپذیری طرفین از بافت و ساختار اجتماعی را مشخص کرد. در این پژوهش با روش کمی و کیفی، نوع عملکرد انواع کنشهای گفتاری از دیدگاه سرل در دو متن از مولوی و پروین اعتصامی بررسی میشود. این دو شاعر در شعر خود به موضوع و محتوای مشابه گفتوگوی فرد مست و محتسب پرداختهاند. با دقت در پارهگفتهای این دو شعر میتوان دریافت که عملکرد و بسامد متفاوت هر کنش گفتاری در ارتباط با معانی ضمنی متفاوتی قرار گرفته است. در این دو متن، موضع قدرت دو شخصیت مست و محتسب در ارتباط با یکدیگر و دلایل کاربرد کنشهای گفتاری آنها بر اساس جایگاه اجتماعیشان تحلیل و مشخص شده است. از جمله نتایج حاصل از پژوهش این است که در هر دو متن کنشهای گفتاری اظهاری و ترغیبی با معانی ضمنی منفی مانند تحقیر و تمسخر، تهدید، اجبار و دستور در بسامد بالا به کار رفتهاند. عوامل متعددی مانند مقام و جایگاه اجتماعی محتسب و مست، نحوۀ توزیع قدرت میان آنها در عملکرد کنشهای گفتاری تأثیر مستقیم گذاشته است.