تحلیل داستان شیخ صنعان بر اساس الگوی کریستوفر ووگلر
نویسندگان
1 دانش آموخته دکترا، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/ltip.2024.10951.1282چکیده
بسیاری از عارفان کوشیدهاند تا مقصود و منظور خود را در قالب داستان و حکایت بیان کنند و نکتههای دشوار و دقیقههای عرفانی را در محتوایی ساده و قابلفهم ارائه دهند. در این میان، داستان شیخ صنعان، سرودة عطار نیشابوری به جهت احتوا بر مفاهیم عمیق عرفانی در قالب داستانی غنایی، درخور توجه و تدقیق است که در آن سفرهای آفاقی و انفسی با هم درآمیخته و منظومهای شگرف پدید آورده است. چون انتظار میرود بازخوانی متون کهن بر اساس نظریههای ادبی معاصر، خواننده را در کشف زوایای تاریک و خاموش متن یاری دهد و افق تازهای را فراروی فهم او از متن بگشاید، در این جستار، با روش توصیفی ـ تحلیلی، داستان شیخ صنعان با الگوی سفر نویسندة کریستوفر ووگلر که طرح کلی سفر قهرمان را در سه پرده و دوازده زیرگونه تبیین داشته، سنجیده شده است تا ضمن آنکه توانمندی داستانسرایان سنتی و قابلیت آثارشان در مواجه با نظریهای معاصر پدیدار گردد، میزان شمول و دقت این الگوی جهانی نیز بررسیده آید. نتایج پژوهش، نشان میدهد که خطوط اصلی داستان شیخ صنعان با الگوی سفر نویسنده منطبق است و تنها در مرحلة رد دعوت با آن ناساز است. همچنین تفاوت جزئی در زیرگونههای دنیای عادی و ملاقات با استاد، با توجه به انعطافپذیری الگوی ووگلر قابل توجیه است؛ اگرچه علت این ناهمسانی را میتوان در مبحث تفاوت، میان قهرمان عرفانی با قهرمان اسطورهای، بازجست و بررسی کرد.