ارزیابی زمینریختی الگوی رشد جانبی چینهای فعال در کمان فارس، کمربند چین-راندگی زاگرس، ایران (مطالعه موردی: تاقدیسهای هرنگ و کوهنمکی)
نویسندگان
1 استادیار، بخش علومزمین، دانشکده علوم، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، بخش علومزمین، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22071/gsj.2015.42000چکیده
وجود رشد جانبی در چینهای بالای یک گسل معکوس پنهان، یک فرضیه بسیار مهم بوده و بهطورکلی پذیرفته شده است. در این پژوهش، الگوی رشد چینهای فعال (تاقدیسهای هرنگ و کوه نمکی) کمان فارس واقع در زاگرس چین- راندگی از دیدگاه زمینریختشناسی زمینساختی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش کاربرد شاخصهای زمینریختسنجی نظیر الگوی زهکشی، چگالی زهکشی، عدم تقارن حوضههای زهکشی و طول-گرادیان زهکشها برای تعیین جهت انتشار جانبی چینها با تأکید بر فرایند پیوند تکههای مختلف چین است. مطالعات زمینریختشناسی نشان میدهد که برخی چینها در زاگرس حاصل یک چین جنینی مجزا نبوده و در اثر پیوند جانبی تکههای متفاوت چینخورده گسترش یافتهاند. نوع پیوند (خطی، مایل) تکههای مختلف یک چین در طی رشد جانبی به نحوه قرارگیری چینهای جنینی اولیه بستگی دارد. بررسی شاخصهای زمینریختسنجی در منطقه مورد مطالعه نشاندهنده این است که تاقدیس هرنگ حاصل رشد جانبی و اتصال مایل سه تاقدیس جنینی مجزا است در حالیکه تاقدیس کوه نمکی از رشد خطی یک تاقدیس جنینی ایجاد شده است و نمیتوان آن را حاصل پیوند چند قطعه مجزا دانست.