بررسی روان شناختی حجاب‌های کمال انسان از دید مولوی(با تکیه بر دفترسوّم مثنوی)

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.22126/ltip.2024.10301.1235
چکیده

آدمی ذاتاً موجودی کمال‌جو است و خواسته یا ناخواسته همواره در مسیر ترقی گام برمی‌دارد و از طرفی موانع مختلفی دست به دست هم می‌دهند تا طی این طریق را ناممکن سازند یا او را از دستیابی به کمال بازدارند. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل مفهوم حجاب‌های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی و تطبیق آن با آرا و گفتار روان‌شناسان، به روش توصیفی – تحلیلی است. واقعیت آن است که شناخت حجاب‌های کمال انسان و خودسازی مهم‌تر از حقیقت‌جویی است برای این‌که اگر شخص این توانایی را داشته باشد که حجاب‌های کمال انسان و موانع خودسازی را بشناسد و درصدد رفع آن برآید فاصلۀ چندانی با حقیقت خود نخواهد داشت. طبق بررسی‌های انجام‌شده در این پژوهش می‌توان گفت به نظر مولانا و روان‌شناسان شناختن حجاب‌های کمال انسان لازم است؛ باید پس از شناخت این حجاب‌ها، برای رفع آن‌ها سخت کوشید. طبق نتایج پژوهش، می‌توان گفت تقلید، نفس اماره، دنیاطلبی و شهوت از پرکاربردترین حجاب‌های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی هستند. می‌توان گفت مشابهت‌های بسیاری میان نظریه‌های روان‌شناسان و اندیشه‌های مولانا در دفتر سوم مثنوی وجود دارد.