نقد لکانی شخصیت‌های «زاهد»، «رند» و «محتسب» در دیوان حافظ

نویسندگان

1 دانشیار ، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22126/ltip.2024.11119.1296
چکیده

زاهد، رند و محتسب از مهم‌ترین شخصیت‌هایی هستند که در غزلیات حافظ به آن­ها توجه شده است و هر کدام از این شخصیت‌ها به‌لحاظ روانکاوانه، نمایندۀ سیمپتوم‌های مشخصی از ناخودآگاه‌ هستند. در این پژوهش به روش تحلیل کیفی و بر مبنای آرای روانکاوانۀ لکان، این سه شخصیت در غزلیات حافظ تحلیل و تبیین شده است. دستاوردهای پژوهش نشان می‌دهد که زاهد در ساحت ناخودآگاه دال میل حقیقی خود را اخته و دال میل دیگری بزرگ را برآورده می­کند و در پی احراز فالوس است و گمان می‌کند که می‌تواند به آن برسد؛ اما همواره ناکام می‌ماند. رند همانند سوژۀ هیستریک به‌جای احراز فالوس، قصد دارد از رانه‌های فاقد ابژه لذت ببرد. او به‌میانجی دال‌هایی مانند شراب خواری، عدم توجه به مصلحت‌اندیشی و میل به عافیت‌سوزی، ژوئیسانس را به‌نفع خود تصرف و دیگری بزرگ را از آن محروم می‌سازد. محتسب در مقام سوژۀ منحرف سادیستی است که از دال میل دیگری بزرگ محافظت و در مقام نگاه خیرۀ او عمل می‌نماید و از قانون به‌هیچ وجه تخطی نمی‌کند. توجه به این نکته ضروری است که شرابخواری محتسب در خفا و درعین حال محروم ساختن زاهد و رند از دال شراب، در حقیقت برآوردن ژوئیسانس دیگری بزرگ است.