خود مشتمالی در تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران؛ نگاهی انتقادی به حکومت پهلوی و دلایل سقوط آن
نویسندگان
1 استاد گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری تاریخ انقلاب اسلامی ایران، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 استاد گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
4 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
dor:20.1001.1.23222573.1398.8.30.9.3چکیده
سقوط حکومت پهلوی درپی انقلاب اسلامی ایران در دهههای پایانی قرن بیستم از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران و جهان است. انقلاب اسلامی از همان روزهای آغازین موردتوجه بسیاری از تحلیلگران حوزههای سیاسی، اقتصادی، جامعه شناسی و روانشناسی بوده و حتی تاریخنگاری نیز از این رویداد بینصیب نماند. پیدایش فضای آزاد و طرح موضوعات جدید برای مورخان در اثر سقوط حکومت پهلوی و میل برخی از بازیگران و شاهدان در این رویداد برای ثبت و ضبط دادههای خود، انگیزهای در مورخان و مؤسسات برای تحلیل و بررسی انقلاب اسلامی با تکیه بر تاریخ شفاهی بوجود آورد. پژوهشگاههای بسیاری در بیرون از مرزهای ایران و سالها بعد در داخل ایران برای گردآوری خاطرات شخصیتهای عصر پهلوی و فعالان انقلابی همت گماردند. بدینروی آثار تاریخی متفاوتی با نگرشهای مختلفی در داخل و خارج از کشور پدید آمد. یکی از این مراکز طراح و مجری برنامه تاریخ شفاهی، بنیاد مطالعات ایران است. پس از انقلاب اسلامی وجود حمایتهای مالی خاندان پهلوی، کمکهای فنی دانشگاههای غربی و از همه مهمتر دسترسی آسان به رجال عصر پهلوی بنیاد را برآن داشت که در زمینه گردآوری تاریخ شفاهی عصر پهلوی تلاش نمایند. این مقاله میکوشد به روش تاریخی - تحلیلی با تکیه بر متون تاریخ شفاهی بنیاد، به نقد و بررسی و تحلیل ساختاری، محتوایی و تئوریک آن بپردازد و در فحوای متون، روایت دیگری از دلایل سقوط حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی در خاطرات کارگزاران عصر پهلوی بجوید.