گفتمان، حقیقت و قدرت در باب اول مرزباننامه بر مبنای آرای میشل فوکو
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22126/ltip.2024.10358.1240چکیده
در باب اول مرزبانامه گفتمانی تنشزا میان ملکزاده و دستور با هدف کشف حقیقت و به پشتوانۀ نوعی قدرت با ماهیت متفاوت صورت میگیرد. هر یک از آن دو، در صدد است که با فشار بر دیگری او را از میدان به درکند و با تحت تأثیر قراردادن ملک، جایگاه خود را تثبیتکند. دستور از موضع قدرت سیاسی، با بیانی صریح و سوفسطایی وار، با بهرهبردن از سخنوری و معطوف به قدرت، وارد گفتمان شده، به دفاع از وضع موجود می پردازد. ملکزاده، با اتکا به پشتیبانی یک طبقۀ اجتماعی خاص با زبانی کنایی و بهرهگیری از تمثیل، مشکلات و تنگناهای موجود را که سبب بحران در جامعه شده، مطرح میکند و سعی در برانگیزاندن ملک نسبت به تغییر آنها دارد. در نتیجه دو گفتمان در این باب شکلمی گیرد که هر یک سویهای از حقیقت و قدرت را در خود بازتابمی دهند. این باب به شیوۀ سندکاوی و کتابخانهای با بهرهبردن از رویکرد میشل فوکو که در آثار مختلف خود پیوندی محکم و منسجم بین گفتمان، حقیقت و قدرت برقرار ساخته، توصیف و تحلیل شده است. سبک سخنپردازی، نوع استدلال و موضع گفتمانی هر یک از طرفین به گونهای است که مخاطب را تحت تأثیر قرارداده، عواطف او را برمیانگیزاند و نظر او را نسبت به موضع آنها جلبمیکند. استراتژی ملکزاده در شیوۀ سخن گفتن و موضع گفتمانی او سبب می شود که مخاطب نسبت به او متمایل شود و او را در سویۀ حقیقت و در نتیجه صاحب قدرت حقیقی ببیند.