نقش محمول بند پایه در زمانداری و درجه انتزاع فاعل بندهای متممی زبان فارسی (در چارچوب کمینه‏ گرایی لاندا و نقش‏گرایی گیون)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زبان‌شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه زبان‌شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه زبا‏ن‏ و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22126/jlw.2024.9858.1735
چکیده

در مقالة پیشِ‌رو تأثیر شدت کنترل فعل بند پایه بر زمانداری و درجة انتزاع فاعل بندهای متممی زبان فارسی بررسی می‌شود. لاندا (2006) کنترل اجباری بند پایه بر بند متممی را با رخداد عمل بند متممی مرتبط می‏داند؛ به‌طوری ‌که تعبیر معنایی محمول بند پایه، ازطریق مشخصه دستوری زمانداری و مشخصة معنایی زمان، وجه و زمانداری بند پیرو را تعیین می‌کند. گیون (1980) نیز معتقد است ساخت‏های کنترلی، نتیجة تلفیق دو حوزة معنی و نحو هستند. افزایش شدت کنترل بند پایه بر رخداد بند متممی، درجة بی‏زمانی بند متممی را افزایش می‏دهد. هدفی که در این مقاله دنبال می‌شود بررسی دو مشخصة زمانداری و زمان، در ساخت‏های کنترلی و تأثیر آن بر بازنمایی فاعل انتزاعی و درجة بی‏زمانی بند متممی است. داده‏های این پژوهش شامل 300 جمله است که به شیوة کتابخانه‌ای با دسته‏بندی افعال کنترلی و انواع بندهای متممی از آثار پیشین گردآوری شده و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده است. بنابراین، با تلفیق رویکردهای صورت‌گرا و نقش‌گرا نتایج، مدرج‌بودنِ عناصر دستوری مانند زمانداری و فاعل انتزاعی را نشان می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که با کاهش شدت کنترل فعل بند پایه، وجه و زمانداری بند‏های متممی از التزامی بی‏زمان با فاعل انتزاعی به‌سمت اخباری زماندار با فاعل آشکار تغییر می‌یابد.