آرمانشهر ایرانی- اسلامی از منظر ابوالقاسم فردوسی توسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22059/jstmt.2025.384445.1742
چکیده

به‌عنوان یک تصویر ایدئال و ذهنی از شهر، آرمان‌شهر هر جامعه ایده‌ها، ارزش‌ها و آرزوهای خود را نمایان می‌کند که با گذشت زمان و تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، شکل و شمایل‌های گوناگونی به خود می‌گیرد. این تصویر هرچند در اندازه و شکل متفاوت قابل‌تداوم است، همواره با ایدئال شهر هماهنگی دارد. از زمان باستان تا تمدن اسلامی، در تاریخ ایران، این اندیشه توسط متفکران و دانشمندان به شکل‌های گوناگون بیان شده است و امروزه تبیین و کاربرد آن به‌عنوان مدلی مفید در طراحی شهرهای معاصر، اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، آرمان‌شهر در سیاق تمدن ایرانی-اسلامی به‌ویژه با تمرکز بر نظام فکری حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی بررسی و تحلیل می‌شود. هدف پژوهش تحلیل و تدوین چارچوب مفهومی دیدگاه شاعر و اندیشمند دربارۀ مفهوم آرمان‌شهر و تأثیر آن در فرایند شهرسازی ایرانی-اسلامی است. با بهره‌گیری از روش‌های تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم آرمان‌شهر در داستان‌های شاهنامۀ فردوسی به‌دقت بررسی و تجزیه و تحلیل می‌شود. سپس ارتباط این مفاهیم در چارچوب مفهومی آرمان‌شهر ایرانی-اسلامی، با استفاده از روش مرور روایتی، به‌صورت جامع و دقیق مطالعه می‌شود. نتایج نشان داد آرمان‌شهر اسلامی-ایرانی به‌عنوان مفهومی مستقل از زمان و مکان، با تأکید بر اصول خرد و دانش، به‌عنوان الگوی ایدئال برای شهرهای امروز در مواجهه با شرایط و محیط‌های آن‌ها، طراحی و تدوین شده است.