بررسی دیدگاه شارحان درباره عوامل ابهام و تغییر بیقرینۀ مخاطب در دفتر دوم مثنوی (ابیات52 تا60)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22126/ltip.2024.10113.1221چکیده
مثنوی معنوی نتیجۀ یکعمر سلوک و مطالعۀ معارف قرآنی مولانا با الگوگیری از قرآن کریم و نزدیک به شیوۀ بیان آن است؛ همانگونه که در آیات قرآن، محکمات و متشابهات یافت می شود و فهم بخشی از آن دشوار و مبهم و دارای پیچیدگیهای لفظی و معنایی فراوانی است و باید رمزگشایی شود، برخی از ابیات مثنوی نیز اینگونه است و پژوهندگان عرصۀ مثنوی و غزلیات مولوی، در علل و عوامل آن و راههای گره گشایی از آن، بررسیها و واکاوی فراوانی کرده اند. در این نوشتار ضمن بررسی کتابخانه ای و با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، این عوامل و دیدگاه صاحبنظران، به شکل موردی ابیاتی از مقدمه دفتر دوم مثنوی که از نظر بسیاری از پژوهشگران و گزارشگران از موارد ابهام و بحثبرانگیز است، بررسی شده و اختلاف دیدگاه ها، بهویژه از جهت مخاطب و تغییر آن، بیان گردیده است. در بررسی این دیدگاهها مشخص شد که بهدلیل شیوۀ ویژۀ مولوی و غلبۀ شور و شیدایی در برخی ابیات مثنوی، گاه بدون وجود واگردان در ابیات، مخاطب تغییر می یابد و خواننده و گزارندۀ ابیات با دشواری فراوان روبه رو می شود و هر یک از شارحان برای برونرفت از این دشواری، معنی خاصی را برگزیده اند و حتی برخی بر وجود احتمالات گوناگون در ابیات و بحثانگیزی و دشواری تعیین مخاطب واحد و تعیین نوع مخاطب، اشاره کرده اند. اختلاف نسخ و کهنگی متن، دخالتدادن دیدگاه و نگاه عرفانی یا فلسفی شارحان در فهم متن و یا تحمیل معنی بر متن، بیتوجهی به حالات معنوی شاعر و شور و شیدایی او، بیتوجهی به سبک زبانی و بیانی مولوی، از دیگر موارد ابهام در ابیات یادشده و شرح و برداشت گوناگون شارحان از متن است.