بازتاب واژگان خراسانی در مثنویمعنوی (دفتر اول و دفتر دوم)
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، داشنگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.22126/ltip.2024.10215.1231چکیده
مثنوی معنوی که به قرآن عجم معروف است، سرشار از واژگانی است که در زبان گویشوران خراسان بزرگ بهصورت زنده بهکار میرود. در این پژوهش با ذکر نمونههایی از گویشهای مختلف خراسان شامل سبزواری، قاینی، مشهدی، تاتی، بیرجندی و با آوردن شواهدی از مثنوی ثابت کردهایم، واژگانی که بهنظر متروک و تاریخی میرسند هنوز در گویشهای خراسان زنده و پویا هستند و زبان مبدأیی که مولوی با خود از شرق به غرب برد در کنار زبان مقصد که با آن با دیگر مردمان ارتباط برقرار میکرد، منسوخ و کمرنگ نشد، برعکسِ لغات ترکی که در آثار مولانا بهندرت بهکار رفته است. بهنظر میرسد، مولوی با آوردن این حد از واژگان، بهشکلی خودآگاه یا ناخودآگاه میخواسته است، ضمن زندهنگه داشتن زبان مادری خویش، غربت و دوری از وطن و برخی گرایشهای نهانی خود را نیز انعکاس دهد. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد که مولوی علاقۀ خویش را به به زبان مادری خود در کاربرد معنادار واژگان بیان میکند. علاوهبرآن، با تأمل بیشتر میتوان دریافت که بسیاری از این واژگان با گذر زمان، رنگ کهنگی به خود نگرفتهاند و در شمار میراث ماندگار و پایدار فرهنگی ما هستند و از مقولههای مناسب الگوسازی در تقویت هویّت ملی و زبان معیار هستند و نقش ب سزایی در ایجاد وحدت و یکپارچگی قومی و ملّی و نشاط فرهنگی دارند که در بافتی هدفمند بهکار رفتهاند. همچنین میتوان با این روش واژگانی را که مخصوص به گویشهای خراسانی هستند، مستند کرد و به مفهوم دقیق و درست واژگان و فهم و یادگیری مثنوی معنوی نزدیکتر شد.