مفهوم، موضوع، علل و سنخ‌های بیگانگی در آرا و آثار شریعتی

نویسندگان

1 استاد گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استادیار گروه فلسفۀ دانشگاه بین‌المللی اهل‌بیت (ع)، تهران، ایران.

3 استادیار گروه علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه بین‌المللی اهل‌بیت (ع)، تهران، ایران.

doi
10.22059/jstmt.2025.388985.1768
چکیده

غور در اندیشۀ شریعتی در باب بیگانگی و اکتشاف مفهوم، موضوع، علل و صور آن و وقوف به رویکرد و رهیافت نظری و دیدگاه او در باب راه‌های خروج از بیگانگی عمده‌ترین هدف‌های تحقیق حاضر بود. برای این منظور از دو شیوۀ تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمونی بهره گرفته شد. داده‌های مورد نیاز از آثار شریعتی جمع‌آوری شدند. پردازش داده‌ها از طریق تکنیک کدگذاری سه‌مرحله‌ای استراوس شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. چنین تکنیکی زمینه را برای آزادسازی مفاهیم حساس از دل منابع مرورشده، مقوله‌بندی و طبقه‌بندی آن‌ها و اکتشاف خرده‌مقوله‌ها همراه با ربط معقول و منطقی آن‌ها فراهم کرد. به این ‌ترتیب هفت مضمون اصلی به‌مثابۀ طبقات و مقوله‌ها همراه با خرده‌مقوله‌ها به‌دست آمد. نتایج نشان داد شریعتی مفهوم بیگانگی را به مفهوم «ازخودبیگانگی» فرومی‌کاهد و با اتخاذ رویکرد روان‌شناختی اجتماعی، ازخودبیگانگی را به معنی «حلول جن در کالبد آدمی» تعریف می‌کند که در آن فرد خود را آن‌چنان که هست حس نمی‌کند و دیگری یا شیئی دیگر را به‌جای خود احساس می‌کند. او با تأکید بر سرشت فراگرد ازخودبیگانگی معتقد است فرد و جامعه در ارتباطی مداوم با یکدیگر در پیدایی آن نقش بازی می‌کنند. به‌زعم شریعتی، رابطۀ جدلی بین آسیمیلاسیون، آلیناسیون (ازخودبیگانگی)، تقلید و فساد وجود دارد و خروجی این رابطه بیداری، آگاهی و خودباوری است. کار و ابزار تولید، ماده‌گرایی، تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه، استعمار، ماشین و بوروکراسی، پول، زهد، عشق، صوفی‌گری، ایدئولوژی و وابستگی حزبی و جناحی مفرط عواملی هستند که به‌وسیلۀ آن‌ها آدمی ازخودبیگانه می‌شود. این عوامل درعین‌حال صور و اشکال بیگانگی را پدید می‌آورند. شریعتی خروج از بیگانگی را در خودیابی می‌داند. به‌زعم او اسیمیله که همان بومی خودباخته در برابر غربی است، وقتی شروع به حرف‌زدن می‌کند خودیاب می‌شود.