خوانش بیش‌متنی داستان دو جانور: ایخنیلات نوشتۀ آلِکسِی رِمیزوف و کلیله‌ودمنه با تکیه بر گونه‌شناسی ژرار ژنت

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان روسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22126/ltip.2024.10184.1229
چکیده

کلیله‌ودمنه به‌عنوان اثری فاخر و ارزشمند، یکی از متون تأثیرگذار بر آفریده‌های ادبی گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخ ادبیات جهان بوده است. دامنۀ این تأثیر در ادبیات روسیه در حکایت‌های اخلاقی ایوان کریلوف و قصّه‌های فسیوالود گارشین و لِف تالستوی در قرن نوزدهم و حتی، آثار برخی نویسندگان قرن بیستم روسیه، از جمله آلِکسِی رِمیزوف قابل مشاهده است. در این جُستار برآنیم تا با به‌کارگیری شیوۀ تحلیل تطبیقی محتوا و تکیه بر نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت و رویکرد رِمیزوف به اقتباس ادبی از متون کهن و با اتکاء به تحلیل عناصر داستان، میزان و چگونگی تعامل داستان دو جانور: ایخنیلات نوشتۀ آلِکسِی رِمیزوف را با پیش‌متن کلیله‌ودمنه مورد توجّه و مداقه قرار دهیم. برایند یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که طبق فرضیۀ تحقیق، رابطۀ بیش‌متنیت از میان زیرشاخه‌های نظریۀ ترامتنیت ژنت، مصداق بیشتری درخصوص رابطۀ دو متن نامبرده دارد و دو باب شیر و گاو و بازجُستِ کار دمنه از کلیله‌ودمنه به‌عنوان پیش‌متن داستان نویسندۀ روسی مشخص می‌شوند. بررسی‌ها نشان داد در رابطۀ بیش‌متنی میان دو اثر مذکور، تراگونگی بر همان‌گونگی غلبه داشته و بنا بر گونه‌شناسی ژنتی، شاهد کارکرد تفنّنی، گشتار کمّی کاهش و گونۀ پارودی در رابطۀ بیش‌متنی آن‌ها هستیم.