تحلیل ساختارهای گفتمان‌مدار در روایت بَردارکردن حسنک وزیر: پژوهشی ازمنظر انگارۀ شناختی-اجتماعی ون‌دایک (2007)

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد آموزش زبان فارسی، گروه زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، کرمان، ایران

2 استادیار زبان‌شناسی گروه زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

3 استادیار ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22126/jlw.2024.10089.1743
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی با آشکارسازی لایه‌های زیرینِ پیام، بر درک افراد از مسائل فرهنگی-اجتماعی و سیاسی تأثیر می‌گذارد. پژوهشِ توصیفی-تحلیلی حاضر با واکاوی داستان بَردارکردن حسنک ‌وزیر ازمنظر رویکرد شناختی-اجتماعی ون‌دایک (2007)، ارتباط کارکردی زبان، ایدئولوژی و روابط قدرت و سلطه در بافت سیاسی و اجتماعی زمان بیهقی را روشن ‌می‌کند. نمونه‌گیری در این پژوهش، هدفمند و نمونه‌ها برگرفته ‌از داستان حسنک ‌وزیر برمبنای نمون‌برگ محقق‌ساخته است. تحلیل داده‌ها نشان داد که در این روایت، از راهبردهای سطوح معنایی مقوله‌بندی، قطبی‌سازی، مبالغه، تکذیب، ابهام، همدلی، فاصله و حسن تعبیر استفاده شده است. در سطح استدلال نیز مؤلفه‌های استناد، ارجاع، مقایسه و صراحت به ‌کار‌برده ‌شده‌اند. یافته‌ها مؤید آن است که بیهقی در این گفتمان که براساس تقابل گروه‌های قدرت شکل گرفته است به جامعۀ دوقطبی ما-آن‌ها اشاره دارد. همچنین مؤلفه‌های مقوله‌بندی، تکذیب و مبالغه بر مشخصه‌های خوب درون‌گروه (خودنمودی مثبت) و کنش‌های ناپسند اجتماعی برون‌گروه (دیگرنمودی منفی) تأکید دارند. سورهای مبهم، فضای تاریک جامعۀ زمان بیهقی (روابط درون‌گروه و برون‌گروه) را نشان می‌دهد. راهبرد حسن تعبیر نیز برای تلطیف‌کردن اوضاع نابسامان است و مؤید واقعیت جامعۀ خشن و شرایط بدِ زمان بیهقی است. در سطح سبکی، استعاره، مجاز و تقابل و در سطح نحوی جابه‌جایی ارکان جمله و وجهیت برای نشان‌دادن قطب‌بندی ما-آن‌ها به ‌کار ‌می‌روند.