مرجعیت شیعی در میانه ملت و امت؛ کنشگری ملی و فراملی آیت الله بروجردی در دوره پهلوی دوم
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی فرهنگی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2025.393404.1783چکیده
حوزۀ علمیۀ قم پس از پشتسرگذاشتن دورۀ تأسیس، در عصر پهلوی دوم، شرایط خاصی را تجربه میکرد. آیتالله بروجردی در این دوران، از سویی مسئولیت حفظ و تکوین میراث حوزۀ تازهتأسیس قم را برعهده داشت و از سوی دیگر خود را در برابر تحولات ناشی از سیاستهای غیردینی یا ضددینی دولت پهلوی و برخی همپیمانان و حتی مخالفان آن مسئول میدید. در این مقاله ضمن کاربست روششناسی جامعهشناسی تاریخی و تکنیک تحلیل مضمونی تلاش میکنیم با تشریح مواضع گفتاری و رفتاری آیتالله بروجردی در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی این دو دهه، رویکرد مرجعیت شیعه را در نسبت با سیاستها، اقدامات و مواضع سایر نیروهای اجتماعی توضیح دهیم. براساس دادههای این پژوهش، در شرایطی که دولت و جریان چپ هرکدام بهنوعی تلاش خود را برای دورکردن عنصر تشیع و روحانیت شیعی از کانون سازۀ هویت ملی ایرانیان و جایگزینی عناصر مدنظر خود معطوف ساخته بودند، آیتالله بروجردی توانست با اتخاذ سیاست «تذکر و مذاکره» در نسبت با دولت و دربار، جایگاه خود بهمثابۀ نمایندۀ نهاد مذهب را در میان دیگر نیروهای اجتماعی و سیاسی جامعۀ وقت ارتقا بخشد. بهعلاوه با استفاده از راهبرد امتگرایی، هم جایگاه شیعیان را در میان امت اسلامی تثبیت کند و هم با برقراری ارتباط فراملی، قدرت خود را در داخل تقویت کند. تحلیلها در این مقاله همچنین نشان میدهد مجموعۀ اقدامات ملی و فراملی آیتالله بروجردی، دو طرح کلان مدنظر دیگر نیروهای اجتماعی و سیاسی وقت و بهویژه دولت پهلوی، یعنی «ایران بدون اسلام» و «اسلام ایرانی» را با شکست مواجه کرد و توانست موجبات همگرایی بیشتر ایرانیان حول رکن اسلامی هویت ملی را بیش از پیش فراهم کند.