نشانههای اساطیری در سامنامه و گرشاسبنامه
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات ترکی استانبولی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علّامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علّامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22126/ltip.2023.8896.1146چکیده
حماسه و اسطوره پیوندی استوار دارند؛ چنانکه گاه حماسه را برآمده از بطن اسطوره دانستهاند. بسیاری از داستانهای کهن عامیانه و حماسی زیربناهایی اساطیری دارند. شخصیتها، موجودات و حوادث اینگونه داستانها اغلب در لایهای اساطیری پیچیده شدهاند تا مؤثرتر واقع شوند. هر دو داستان سامنامه و گرشاسبنامه آثاری برآمده از مواریث اساطیری، تاریخی و فرهنگی ایران باستان هستند که کمابیش با جهانبینی توحیدی سرایندگان خود درآمیختهاند. با بررسی تطبیقی میان نشانههای اساطیری موجود در این دو اثر و آنچه بهعنوان ویژگی متن حماسی شناخته میشود، جایگاه این متون را در میان متون حماسی و اساطیری بررسی میکنیم. با این بررسی مشخص میشود که روند حوادثی که قهرمانان در گرشاسبنامه با آن مواجه میشوند تا حدودی در جهت اهداف ملی و قومی و کاملاً مطابق با ویژگیهای متون حماسی است، اما در سامنامه همه چیز حول محور عشق شخصی سام میگردد و با وجود استفادۀ استعارهگونهای که سرایندۀ آن از اساطیر کرده است، میتوان سامنامه را در ردیف متون نیمهحماسی- نیمه غنایی طبقه بندی کرد.