کنترل اجتماعی بر پایۀ محبت؛ بررسی نظریۀ محبت ـ عدالت خواجه نصیر و نقش آن در کنترل اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار علوم اجتماعی اسلامی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران
doi
10.22059/jstmt.2025.396763.1799چکیده
این پژوهش با تحلیل محتوای کیفی آثار خواجه نصیر و منابع مرتبط، به بررسی نظریۀ محبت-عدالت خواجه نصیرالدین طوسی و کاربردهای آن در کنترل اجتماعی میپردازد. خواجه نصیر با ترکیب هوشمندانۀ محبت بهعنوان مکانیسم درونی کنترل و عدالت بهعنوان سازوکار بیرونی، الگویی جامع برای تنظیم روابط اجتماعی ارائه کرده است. نظریۀ محبت-عدالت خواجه نهتنها نظم و ثبات را تضمین میکند، بلکه با کاهش اتکا به اجبار و تأکید بر پیوندهای انسانی، به ایجاد جامعهای متعادل و هماهنگ کمک میکند. به تعبیر دیگر، محبت بهعنوان مکانیسم درونی کنترل، نیروی خودجوشی است که از طریق روابط عاطفی و به شکل ارگانیک، همبستگی اجتماعی را محقق میکند؛ درحالیکه عدالت بهعنوان سازوکار بیرونی، ضامن نظم ساختاری جامعه است. این نظریه با توجه به تأکید همزمان بر ابعاد عاطفی و ساختاری کنترل اجتماعی و نیز انعطافپذیری فرهنگی میتواند بهعنوان چارچوبی بومی برای تحلیل و طراحی نظامهای کنترل اجتماعی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر نشان میدهد این نظریه قابلیت زیادی برای پاسخگویی به چالشهای معاصر در زمینۀ کنترل اجتماعی دارد و کاربردهای عملی آن میتواند در مسائل اجتماعی مانند کاهش کجروی، تقویت سرمایۀ اجتماعی، و مدیریت تعارضات مورد بررسی و استفاده قرار گیرد.