جایگاه عربگرایی در مواجهه تفسیری با قرآن کریم در دوره معاصر؛ مورد مطالعه امین الخولی، نصر حامد ابوزید و محمد ارکون
نویسندگان
1 استادیار دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دکتری تاریخ تشیع دانشگاه اصفهان، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2025.352667.1577چکیده
قاله حاضر درصدد بررسی «جایگاه عربگرایی در مواجهه تفسیری با قرآن کریم در فکر معاصر اسلامی» با تمرکز بر سه اندیشمند عرب در این زمینه است. روش تحقیق به شیوۀ توصیفی - تحلیلی خواهد بود. رویکرد ادبی به تفسیر قرآن یکی از پرنفوذترین جریانهای فکری در فکر معاصر عربی به پیشگامی اندیشمندانی نظیر محمد عبده، طه حسین، امین الخولی، شکری محمد عیاد، بنت الشاطی و شاگردان آنها نظیر محمد احمد خلف الله، مهدی علّام و نصر حامد ابوزید است. مهمترین ادعای این جریان، آن است که قرآن، عظیمترین اثر ادبی است که زبان عربی را جاودانه ساخته، ازاینرو نباید نخستین و مهمترین غرض تفسیر قرآن را فهم، هدایت و رحمت الهی نسبت به بشر تلقی کرد، بلکه قرآن را باید بهمثابه یک امر فرهنگی (The Cultural) شناخت. این رویکرد، قرآن کریم را از یک کتاب وحیانی که همواره در تمدن اسلامی بهعنوان راهنمای فعّالی در تحقق ظرفیتهای الهی انسان شناخته میشد، به ابژهای برای مطالعه خصلتهای فرهنگی تمدنی نظیر تمدن عربی - اسلامی تقلیل داده و چنین مینمایاند که مطالعه این کتاب الهی مسئلهای ایمانی نیست و هر عرب زبان و یا علاقهمند به زبان عربی لازم است به مطالعه ادبی این کتاب بزرگ عربی روی آورد و پس از آن، هر کس برای هر مقصودی که دارد میتواند به قرآن مراجعه و مقصود خود را دنبال کند. مسئله اصلی در مقاله آن است که مکانت خصلتهای فرهنگی «عروبة» (عربگرایی) در مواجهه تفسیری با قرآن کریم را مورد تأمل قرار دهد و با اِعمال ارزیابی انتقادی، پیامدهای چنین رویکردی را بررسی نماید.