بررسی استعاره‌های فضایی در چهار اثر از نویسندگان زن و مرد از منظر معنی‌شناسی شناختی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، گروه زبان‌شناسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

2 استادیار، گروه زبان‌شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه زبان انگلیسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

doi
10.22126/jlw.2023.9795.1734
چکیده

استعاره در ادبیات فارسی، قدمت و جایگاه والایی داشته است. ادبیات پدیده‌ای اجتماعی است و پیوند ادبیات و جامعه انکارنشدنی است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تفاوت کاربرد استعاره‌های فضایی بالا و پایین در چهار اثر متفاوت از نویسندگان زن و مرد در چهار دهه متوالی بررسی شود تا مشخص شود استعاره‌های فضایی در این چهار اثر چگونه به کار گرفته می‌شوند و تأثیر شرایط جامعه بر بروز و کاربرد استعاره‌های فضایی به چه صورت است. به این منظور، چهار رمان از دو نویسنده مرد و دو نویسنده زن از دهه ۶۰ نخل‌های بی‌سر، ۷۰ روی ماه خداوند را ببوس، ۸۰ چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم و ۹۰ پاییز فصل آخر سال است، انتخاب شده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی‌-‌تحلیلی و بنابر دیدگاه لیکاف و جانسون (۱۹۸۰) و در چارچوب معنی‌شناسی شناختی انجام شده است. پیکره پژوهش، جمله‌هایی از هر چهار رمان است که به‌طور جداگانه بررسی و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان داد که میزان استعاره‌های بالا در آثار نویسندگان زن بیشتر به‌ کار رفته است؛ تجربه‌های زیسته در کاربرد استعاره‌ها نقش دارد و مهم‌تر اینکه استعاره‌های بالا همیشه مفهوم شادی و استعاره‌های پایین مفهوم غم را ندارد.