طراحی مدل موانع مشارکت ورزشی کارکنان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از دیدگاه روان شناختی به منظور توسعه ورزش همگانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی، گروه مدیریت ورزشی، دانشکدة تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
2 استادیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکدة تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت ورزشی، دانشکدة تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران. (نویسنده مسئول)
4 استادیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکدة تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
doi
10.22038/mjms.2023.23846چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل موانع مشارکت ورزشی کارکنان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از دیدگاه روان شناختی به منظور توسعه ورزش همگانی انجام شد. روش کار: روش پژوهش حاضر، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد با رویکرد نظام مند بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل مسئولین، مشاوران و کارشناسان حوزه ورزش همگانی در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح می باشند. ملاک انتخاب مشارکت کننده ها تسلط بر موضوع، تجربه عملی و در دسترس بودن بود. جامعه آماری بخش کمی این پژوهش شامل کلیه مدیران ارشد و میانی و کارکنان وزارت دفاع می باشد. از روش نمونهگیری هدفمند مبتنی بر رویکرد نظری استفاده شد. جمعآوری اطلاعات تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت و تعداد ١٤ مصاحبهی نیمه ساختاریافته انجام گرفت. به منظور تجزیهوتحلیل داده ها از روش کدگذاری سه مرحلهای باز، محوری و انتخابی استراس و کوربین با استفاده از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد که حاصل آن، استخراج ١٧٢ مفهوم، ٣٢ مقوله فرعی و ١٣ مقوله اصلی بود.نتایج: نتایج نشان داد به منظور طراحی مدل موانع مشارکت ورزشی کارکنان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از دیدگاه روان شناختی به منظور توسعه ورزش همگانی باید ١٣ عامل یاد شده به عنوان مؤلفههای کلیدی مورد توجه قرار گیرد که ارتباط بین آنها در قالب مدل نهایی پژوهش ارائه شده است. در این مدل، توسعه مشارکت ورزشی با مقولات فرعی حوزه های مشارکت کارکنان، گروه های هدف و فرصتهای موجود به عنوان مقوله اصلی یا پدیده محوری انتخاب شد که به عنوان یک متغیر وابسته تحت تأثیر شرایطی مانند اسناد بالادستی، تعارضات اجرایی، نبود تفکر استراتژیک، چندگانگی نهادهای تصمیمگیرنده، بیعدالتی توزیعی، کارکرد نهادهای حاکمیتی، تسهیلکننده های محتوایی، جهتگیری رسانه، عوامل اجتماعی و سازمانی قرار دارد.نتیجه گیری: تحقق پدیده ی توسعه مشارکت ورزش همگانی میتواند منجر به پیامد خاصی با عنوان سلامت روانی و موفقیت اجتماعی شود.