غزالی و نگرش عرفانی به پیوستگی دین و سیاست؛ شیوۀ تأویل درونی نزد غزالی
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2025.377338.1712چکیده
غزالی را باید با نقشهای متفاوتش در جهان دانش و سیاست بازشناخت؛ نقشهایی که بسیار تأثیرگذار و تاریخساز بودهاند. تجربههای منحصربهفرد غزالی آثاری ویژه از او دردسترس جهان دانش قرار داده است که گاهی متناقض و ناهمخوان بهنظر میرسد. در این پژوهش پرسش از چندوچون نگاه غزالی متأخر به سیاستورزی مطلوب است. در پاسخ باید گفت او روشی نوین برای فهم معارف دینی و نیز ارتباط دین و سیاست فراچنگ میآورد و توجه به باطن را باید نقطۀ ثقل تغییر نگرش غزالی است که از او چهرهای دیگرگون را به نمایش مینهد؛ سیاست مطلوب غزالی سیاست مبتنی بر «دل» دانست. دلنهادن غزالی در گرو «دل» بهمثابۀ گرانترین بخش جان آدمی، صرفاً کشفی در حوزۀ زیست شخصی نبود، بلکه او کوشید دل را به جهان اجتماع و سیاست راه دهد و از چشم دل به غوغای قدرت بنگرد. پس از آنکه غزالی فقیه جامۀ صوفیانه بر تن پوشید و با هجرت مشهورش از جهان سیاست به انزوای باطن کوچید، رویهای متفاوت مبتنی بر باطناندیشی را در اندیشۀ سیاسی پس از خود در میان اندیشمندان مسلمان بنیان نهاد. غزالی این طرح نو را با ارائۀ تعریفی از توأمانی سیاست و نبوت آغاز کرد و به شرح جایگاه «دل» در شان پیامبری و زمامداری مطلوب همت گمارد. نوشتار پیشرو این مهم را در ارتباط میان سیاست، نبوت و باطنگرایی مطالعه میکند.