خوانش پسااستعماری قانون در اندیشه میرزاملکمخان؛ با تاکید بر روزنامۀ «قانون»
نویسندگان
1 استادیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2025.386821.1752چکیده
پژوهش حاضر بهدنبال بازخوانی پروژه قانونخواهی میرزا ملکمخان در روزنامه «قانون» است تا به این پرسش پاسخ بدهد که آیا اندیشه ملکمخان حامل دورگهبودگی است یا تفکری ذاتگرا دارد؟ اندیشه ملکمخان تا چه اندازه بازتاب امکان مقاومت فعالانه در برابر استعمار است. هدف پژوهش «تفسیر»، نوع پژوهش «بنیادی» و استراتژی پژوهش «استفهامی» است. برای پاسخ به پرسش اصلی از نظریه پسااستعماری و برای تفسیر اطلاعات از روش وانوسازی استفاده میگردد. یافتههای تحقیق نشان میدهد تقابلهای دوگانه موجود در متن حامل «تقلید» از تجربه انسانِ غربی است. ملکمخان هویت ایرانی زمانه خود را نه خالص بلکه دورگه میبیند. اما این دورگهیافتگی عناصر با غلبه عناصر هویت غربی (11 مورد از تقابلها) بر سنت بومی همراه است که تنها انتظار انطباقیافتگی از آنان دارد (3 مورد از تقابلها). ملکمخان به تقلید غرب میپردازد اما این تقلید به تمسخر آن ختم نمیشود تا راه برای مقاومت در برابر سلطه فرهنگی غرب مهیا گردد. از این رو، پروژه قانونخواهی او با مرجعیتی اروپامحور برساخت میشود و چنین اندیشهای امکان مقاومت فعالانه در برابر استعمار و سلطه فرهنگی غرب ندارد. ردیابی عناصری مانند پروژه آدمیت او نشان میدهد که اندیشه ذاتگرا بر پروژه قانونخواهی ملکمخان مستولی است و سیالیت پروژه به حدی نیست که باعث بیثباتشدگی تقابلهای دوگانه و سلسلهمراتب آن گردد چراکه ملکمخان برغم ادعای نخستینش در پیوند شریعت و ترقی بلافاصله و همواره سراغ ثبات غرب میرود، و از «فضای سوم» و خلق هویت دورگه جدید دور میشود.