نگاهی تازه به سجع در گلستان سعدی با بررسی انواع سجع و تحلیل آنها به قصد شناختن نوع نثر سعدی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22126/ltip.2024.9459.1175چکیده
در فضای عمومی ادبیات یکی از مؤلفههایی که گلستان سعدی را در ادبیات فارسی نمونۀ اعلای نثر ادبی کرده، استفادۀ هنری از صنعت بدیعی سجع است. در این پژوهش میزان استفادۀ سعدی از سجع به روش توصیفیـتحلیلی موردبررسی قرار میگیرد و تکتک سجعهای حکایات گلستان استخراج و شمارش میشود تا به دو هدف مقاله برسیم. روش این پژوهش کتابخانهای و بر مبنای آمارگیری و شمارش تمام مؤلفههای آهنگینکردن کلام مانند سجع، موازنه، ترصیع، مزدوج و سپس توصیف و تحلیل آنها قرار دارد. میکوشیم دو چیز را نشان دهیم: نخست اینکه شیوههای استفادۀ سعدی از صنایع بدیعیِ آهنگدارکردن کلام و میزان آنها به چه شکل است؟ دوم اینکه آیا میتوان گلستان را یک نثر مسجع نامید یا نثر آن یک نثر مستقل جداگانهای بهجز انواع تقسیمبندیشدۀ نثر مانند مرسل و موزون (مسجع) و موزون فنی است؟ نتایج تحقیق ضمن اثبات فرضیه در خصوص کاربرد سجعها اثباتکنندۀ ادعای ما در مستقل شمردن نوع سبک گلستان است. همچنین از میان انواع سجع، سجع مطرف کاربرد بیشتری دارد. سجعها بیشتر در پایان قرینهها میآیند و سجع در آغاز قرینه و میانۀ جمله کمتر مشاهده میشود. همچنین از نظر طول قرینهها سجعهای با قرینۀ برابر، فراوان هستند. تفاوت طول قرینهها بسیار کم و در مواردی نامحسوس است و در صورت تفاوت تعداد جملاتی که قرینۀ اول بلندتر از قرینۀ دوم باشد بیشتر هستند و برعکسِ آن انگشتشمار است.