تحلیل چندمعنایی افعال مرکب با همکرد «دادن» در چارچوب معنیشناسی قالبی و صرف ساختی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی، گروه زبانشناسی، دانشکده زبان های خارجی، دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، گروه زبانشناسی، دانشکدة ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22126/jlw.2023.9354.1715چکیده
در این پژوهش، به بررسی قالبهای معنایی و طرحوارههای ساختی افعال مرکب با همکرد «دادن» پرداخته شده تا چندمعنایی بین آنها در چارچوب معنیشناسی قالبی (فیلمور، 1982) و صرف ساختی (بوی، 2010الف، 2010ب، 2018) مطالعه شود. دادههای مورداستفاده شامل 382 فعل مرکب با همکرد «دادن» است که از منابعی همچون فرهنگ زانسو (کشانی، 1372)، فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1381)، فرهنگ ظرفیت نحوی افعال فارسی (رسولی و دیگران، 2011) و فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندی مقدم، 1394) گردآوری شدهاند. در دستهبندی معنایی دادهها از معنای افعال در فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1381) کمک گرفته شده است. طرحوارههای ساختی هر دستۀ معنایی، الگوهایی برای ساخت افعال مرکب جدید را ارائه میدهند. ازطرفی، قالبهای معنایی مواردی همچون ظرفیت نحوی، ساخت دستوری و نقشهای دستوری را در جملاتی نشان میدهند. یافتهها نشان میدهد که با استفاده از مفاهیمی که در نظریههای معنیشناسی قالبی و صرف ساختی مطرح است، میتوان بین طرحوارههای ساختی و قالبهای معنایی ارتباط برقرار کرد و چندمعنایی موجود بین افعال مرکب همراه با همکرد «دادن» را شناسایی و واکاوی کرد. این تحلیل به ساختار شبکهای و پایگانی از طرحوارهها منجر میشود که حالت سلسلهمراتبی دارد و تصویری گویا از چندمعنایی انتزاعی در سطح طرحوارهها را مینمایاند.