تأملی در یک بیت حافظ: بر آستان جانان گر سر توان نهادن/ گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
doi
10.22126/ltip.2022.2644چکیده
شعر حافظ شعری چندلایه و قابل تفسیراست و همین نکته خوانندة شعر او را ترغیب میکند که در پس ظاهر الفاظ و جملهها، معنایی فراتر را جستوجو کند؛ اما همین موضوع گاه چنان خواننده را در فضای مجازی و مقصود غایی شعر فرومیبرد که او را از تصویر شاعرانهای که در ظاهر بیت جای گرفته است، غافل میسازد و موجب محروم شدن او از لذت درک تصویر هنری شعر میشود. این موضوع دربارة این بیت حافظ کاملاً ملموس است: بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد در این بیت چون معنا تقریباً مشخص و آن تسلیم بودن در برابر معشوق و درعینحال داشتن احساس سربلندی و افتخار است، دیگر بهمعنای واقعی جملهها و گزارههای ارائهشده در بیت توجه نمیشود که چگونه ممکن است کسی درحالیکه سر بر زمین دارد، در همان حال فریاد رسا نیز سر دهد! پژوهندگان شعر حافظ نیز مانند خوانندگان، مغلوب فضای معنوی بیت شده و به این نکته توجه نکردهاند. در مقالة حاضر ضمن بررسی پیشینة واژه «گلبانگ» که به شعر خاقانی میرسد، بهمعنای بیت حافظ میپردازیم. بر اساس پژوهش حاضر، بیت مذکور بیتی مدحی است که کوسِ نوبتزننده در درگاه ممدوح را توصیف میکند.