تحلیل الگوهای روابط عاشقانۀ شخصیتهای زن در مثنویهای عطار بر اساس نظریۀ مثلث عشق استرنبرگ
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهر کرد، ایران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهر کرد، ایران
doi
10.22126/ltip.2022.2645چکیده
شخصیتهای زن چه در جایگاه عاشق و چه معشوق در مثنویهای عطار، بهصورت فعالانه با مردان ارتباط عاطفی برقرار میکنند که نگرش آنان دربارۀ عشق، در شکلگیری این ارتباط نقش مؤثری دارد. هدف در این پژوهش نیز بررسی شناخت این شخصیتها، از ابعاد عشق در مثنویهای عطار (منطقالطیر، الهینامه و مصیبتنامه) بر اساس نظریۀ عشق استرنبرگ و با روش اسنادی است و به این پرسشها پاسخ داده میشود که آیا الگوهای روابط عاشقانۀ زنان در حکایتهای عطار، با ابعاد عشق از نظر استرنبرگ مطابقت دارد؟ زنان به کدام ابعاد عشق بیشتر توجه نشان دادهاند و تفاوت نگاه آنان با مردان در این زمینهها چه بوده است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد، الگوی روابط عاشقانۀ زنان مطابق با دیدگاه استرنبرگ بوده است؛ اما بهدلیل تفاوتهای فرهنگی و نگرشهای عرفانی، شخصیتهای زن حکایتهای عطار، به برخی از ابعاد و مؤلفههای عشق بیشتر توجه نشان دادهاند؛ چنانکه از نظر آنان، مردان در جایگاه عاشق، پیش از پرداختن به بعد شور و اشتیاق، باید صمیمیت و تعهد خود را اثبات کنند و پس از آن است که میتوان اظهار شور و اشتیاق آنان را پذیرفت. خود زنان نیز در جایگاه عاشق، همواره هر سه بعد عشق را رعایت میکنند و در کل، در عشق_ ورزی راهنمای مردان برای دستیابی به عشق کامل و آرمانی هستند.