تمایز رویکرد سیاسی با رویکرد فلسفی به مفهوم غربزدگی در اندیشه آلاحمد و شایگان
نویسندگان
1 دکتری تخصصی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران.
2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد رباط کریم، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2024.370747.1686چکیده
این پژوهش باهدف بررسی مقایسهای مفهوم غربزدگی در ادبیات فکری روشنفکران ایرانی، بهصورت موردی داریوش شایگان و جلال آلاحمد، برای فهم ریشه تمایزات دیدگاههای آنها انجام شده و در آن سعی شده تا ضمن تحلیل نگرش آلاحمد و شایگان به این مفهوم، دو رویکرد متفاوت سیاسی و فلسفی حاکم بر نگرش روشنفکران ایران در مواجهه با سیطره فرهنگ و تمدن غربی بر جامعه ایرانی تبیین و راهکارهای آنها برای رهایی از این وضعیت مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرد. روش تحلیلی - مقایسهای در این پژوهش موردتوجه بوده که با بهکارگیری آن سعی شده ضمن تحلیل مفهوم غربزدگی در ادبیات فکری این دو روشنفکر و بررسی نسبت خاستگاه فکری آنها با ادبیات فکری و تمایز اساسی میان آنها مورد بررسی قرار گیرد. یافته اصلی پژوهش نشانگر آن است که تمایز اصلی مفهوم غربزدگی اندیشه آلاحمد و شایگان، ریشه در رویکرد متفاوت فلسفی و سیاسی آنها در بررسی نسبت میان تمدن مدرن غربی با فرهنگ و تمدنهای غیراروپایی است. نتیجه کلی نشان میدهد که رویکرد سیاسی و اقتصادی آلاحمد منجر به استفاده پسااستعماری مفهوم غربزدگی شده درحالیکه نگاه فلسفی شایگان که مبتنی بر نقد هستیشناختی مدرنیته است، دیدگاههای وی را بهسوی نگرشهای پسامدرن سوق داده است.