مقایسه ساختار واژگانی کتابهای تألیف و ترجمهشده برای کودکان براساس اصول صرف طبیعی: مطالعه موردی پایگاه دادگان زبان فارسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، گروه زبانشناسی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبانشناسی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
4 استادیار گروه زبانشناسی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
doi
10.22126/jlw.2023.8607.1674چکیده
در همه جای جهان، بخشی از ادبیات کودکان به کتب ترجمهشده از زبانهای دیگر اختصاص دارد. مطالعه ساختار و ویژگیهای زبانی این کتابها، که از ملاکهای انتخاب کتاب توسط خود کودکان، والدین و شورای کتاب کودک است، بسیار اهمیت دارد. یکی از مهمترین وجوه زبانشناختی ترجمه کتاب کودک، واژهگزینی مناسب است؛ زیرا مترجم باید از میان تعداد محدودی واژه که دامنه واژگانی او را شامل میشود، معادل مناسبی را انتخاب کند تا انتقال محتوا و فهم کتاب برای کودک آسان شود. مسئله پژوهش حاضر این است که چه تفاوتی میان شیوههای گزینش واژهها در کتب تألیفی و ترجمهای برای کودکان در چارچوب نظریه صرف طبیعی وجود دارد و با محک اصول این نظریه، مترجمان تا چه اندازه توانستهاند واژههای مناسبی را انتخاب کنند؟ این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و بهلحاظ روش اجرا، از نوع پژوهشهای ترکیبی است. دادههای پژوهش از پایگاه دادگان زبان فارسی استخراج شدند. یافتههای آمار استنباطی نشان داد که براساس معیارهای نظریه صرف طبیعی (تصویرگونگی، شفافیت، دوگانگی و طول کلمه) اختلاف معناداری بین واژههای کتب تألیفی و ترجمهای وجود ندارد، اگرچه براساس آمار توصیفی در پارامترهای تصویرگونگی و طول کلمه کتب تألیفی از نرخ طبیعیتری برخوردارند. این یافتهها مؤید آن است که درمجموع مؤلفان و مترجمان حوزه کتاب کودک در انتخاب واژههای مناسب، موفق عمل کردهاند.