تبیین مؤلفههای رابطه متقابل عوامل اجتماعی و انواع معرفت؛ بررسی مقایسهای دیدگاه ماکس شلر و علامه طباطبایی
نویسندگان
1 استادیار جامعة المصطفی العالمیة، قم، ایران.
2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2024.371216.1688چکیده
مسئله رابطه متقابل عوامل اجتماعی و انواع معرفت که «تعیّن اجتماعی معرفت» نامیده میشود، عینیت خارجی یافتن معرفت از حیث اجتماعی یا تاثّر و تشخّصی است که معرفتهای مختلف انسان از عوامل اجتماعی میپذیرد. این پژوهش بنیادین، با استفاده از روش اکتشافی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، در پی پاسخ به این سوال است که بر اساس دیدگاه ماکس شلر و علامه طباطبایی، تعیّن اجتماعی معرفت چگونه است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد مؤلفههای این رابطه متقابل شامل عمق، درجه، سطح، عامل مسلّط و موضوع است. طباطبایی بر این باور است که غیر از معارف بدیهی، حضوری، کلی نظری و برخی از معرفتهای کلی عملی، بقیه معارف، تحت تأثیر عوامل زیستی، محیطی، غیبی و اجتماعی و فرهنگی قرار دارند که این تأثیر، اقتضایی است و به مرحله علیّت حتمی نمیرسد. محور اصلی این تحولهای معرفتی را اعتباریّات بهویژه اعتباریّات پس از اجتماع میداند که کاملاً از تعیّن اجتماعی برخوردارند. یعنی کلّ اعتباریات متأثر از جامعهاند، هرچند اعتباریات بعد از اجتماع با شدت بیشتری تحت این تأثیر قرار دارند. ماکس شلر شکل و محتوای معرفت را مطرح کرده که محتوا را از تعیّن اجتماعی مصون میداند و فقط شکل معرفت را دارای تعیّن اجتماعی میداند. البته طباطبایی و شلر هر دو معتقدند که هیچ نوع علیّتی بین جامعه و معرفت وجود ندارد و تأثیر جامعه فقط در حد اقتضاء است. طباطبایی فقط در اعتباریات پس از اجتماع و شلر در شکل معرفت به این اقتضا قائل است. به عقیده شلر، عوامل معنوی و واقعی به طور مشترک، باعث تعیّن معرفت میشوند. البته فقط شکل معرفتهای سه گانه دین، فلسفه و علم هستند که آماج تعیّن قرار میگیرند. بنابراین عصاره نظریه طباطبایی به بحث اعتباریات و نظریه شلر به شکل و محتوای معرفت برمیگردد.