سیر آفاقی و برداشت های عرفانی مولوی از آن در فیه مافیه
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
2 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22126/ltip.2022.2450چکیده
اهل عرفان اساساً با دو دیدگاه به جهان مینگرند: یکی دیدگاه آفاقی است و دیگری، دیدگاه انفسی. عارف در دیدگاه آفاقی وجود مطلق خداوند را در آیینۀ هستی میبیند. او در سیر آفاقی خود نهتنها با چشم سَر به مشاهدۀ مناظر جهان ظاهر مینشیند، بلکه با چشم دل در پسِ پردۀ موجودات به مشاهدۀ حقیقت آفرینش میپردازد. از نگاه مولوی، تمامی کائنات و اجزای آن در حال تحوّل و حرکت پیوسته هستند. او در آثارش به مقولۀ سیر آفاقی و انفسی که در ادبیات عرفانی جایگاه مهمّی دارد، توجّه نشان داده و آنها را درهمتنیده معرّفی کرده است. مولانا در فیهمافیه سیر آفاق را مقدّمۀ سیر انفس دانسته و با مطرحکردن برداشتهای عرفانی خود از سیر آفاقی و عناصر آن، سیر انفسی را که همان شناخت حقیقت است، متذکّر میشود. در این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانهای و به شیوۀ توصیفی-تحلیلی، موضوع سیر آفاقی و تفسیرهای مولوی از آن در فیهمافیه بررسی شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در فیهمافیه سیر آفاقی و اجزای آن، نقش مهمّی در تبیین آموزههای عرفانی مولانا دارد و بخش قابلتوجّهی از مثالها و تمثیلهایی که در این کتاب و در جهت ملموسکردن معانی عرفانی و شناخت راه حق مطرح شده، مربوط به سیر و سفر است.