نگرشی انتقادی به خیامانهها بر مبنای نظریۀ اضطراب تأثیر هرولد بلوم
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22126/ltip.2022.2444چکیده
بیش از یک قرن است که بحث رباعیات منسوب به خیام، بهویژه رباعیات عرفانیِ منسوب به او، مسئلۀ موردتوجه خیامپژوهان است. در این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که چرا تفکر عرفانی، رباعیات خیام را به نفع خود مصادره کرده است؟ خوانش انتقادی متون بر مبنای نظریۀ اضطراب تأثیر هرولد بلوم، میتواند در این زمینه راهگشا باشد. در این نظریه به تأثیر شاعر متقدم و واکنشهای شاعران متأخر در برابر او توجه میشود. «بدخوانی خلاق» و «تغییر افق انتظار»، از مباحث مهمِ مطرح در نظریۀ اضطراب تأثیر هستند. این دو مبحث به بررسی واکنشهای شاعر متأخر میپردازند که ما در رباعیات الحاقی در مورد آن بحث کردهایم. بدینترتیب این نظریه کمک میکند که دریابیم عرفان چرا و چگونه این کار را کرده است. پس از بررسی نمونههایی از رباعیات اصیل و مقایسۀ آن با رباعیات عارفانهای که در اصل از عطار و باباافضل کاشانی است، به این نتیجه رسیدهایم که تلفیق عرفان با فلسفۀ خیام که در اصل جمع ضدین تلقی میشود، در فرهنگ ایرانی پذیرفته شده است. با توجه به وجود چالش میان تفکر خیامی و گفتمان عرفانی، گفتمان عرفانی مستقیماً نتوانسته است به انتقاد از اندیشۀ خیامی بپردازد، بلکه از طریقِ تغییر افق انتظارِ مخاطب و با واردکردن رباعیات عرفانی در رباعیات خیام، پس از قرنها چهرۀ عارفانهای از خیام معرفی کرده که حتی از خیامِ فیلسوف نیز محبوبیت بیشتری دارد.