تحلیل سه داستان فارسی معاصر در سبکِ جریان سیال ذهن براساس نظریه شناختی جهانهایمتن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی زبانشناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 دانشیار گروه تخصصی زبانشناسی همگانی، پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه تخصصی زبانشناسی همگانی، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران.
4 استادیار گروه تخصصی زبانشناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تاکستان، قزوین، ایران.
doi
10.22126/jlw.2022.8221.1659چکیده
نظریة جهان متن یکی از چارچوبهای نظری در مطالعات شعرشناسی شناختی است که از رهگذر تحلیل ساختارهای مفهومی، زمینة مطالعة گفتمان ادبی را فراهم میآورد. مسئلة اصلی پژوهش حاضر، تبیین برخی سازههای این نظریه یعنی عناصر جهانساز و گزارهها در سبکِ جریان سیال ذهن در سه داستان فارسی معاصر باتوجّهبه چارچوب نظری جهان متن است. به این منظور، بند آغازین متن بهعنوان معرف سبک و تمرکزنما برگزیده شده و عناصر جهانساز مشتمل بر زمان، مکان، شخصیت و ابژههای بهکاررفته در آن و نیز گزارههای نقشگستر و جهانهای فرعی تحلیل شدهاند. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که میزان گزارههای نقشگستر کنشـرویدادی که درواقع پِیرنگگستر هستند بیشتر از گزارههای دیگر است و تمایل بیشتری به بازنمایی جهان متن ازطریق مکانهای نامعلوم و اشخاص در زمانی نامعین دیده میشود. پرش زمانی و استفاده از افعال وجهی و ضمایر بهجای اسامی خاص بهطور فراگیر بهچشم میخورد که این کاربرد تأییدی برنگارش غیرخطی رویدادهاست. جهانهای فرعی در داستانهای سیال ذهن بیشتر از نوع عبارت اشارهای نسبتبه جهانهای فرعی نگرشی و معرفتشناختی است.