نظریه مدنیت فطری آیتالله جوادی آملی
نویسندگان
1 استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2024.372572.1693چکیده
یکی از مسائل اساسی مکاتب فلسفی در حوزه علوم اجتماعی، مسئله اجتماعی بودن انسان است. برایناساس مسئله اصلی این نوشتار نیز تبیین نظریه آیتالله جوادی آملی درباره اجتماعی بودن انسان است. در این مقاله با مراجعه به آثار ایشان و بهرهگیری از روش کتابخانهای این نتایج به دست آمده است: بر اساس نظریه جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء بودن، انسان در نقطه آغاز موجودی جسمانی است و با حرکت جوهری به تدریج وجودی روحانی مییابد. بر اساس این نظریه اگرچه انسانها در حدوث، بهرهمند از مبدأ واحد مشترک هستند، اما در بقاء، متناسب با نوع حرکت خود به انواع متعدد مبدل میشوند. جوادی آملی اجتماعی بودن انسان را یکی از مراحل حرکت جوهری انسان برمیشمرد. وی انسان و کنش او را بر اساس حرکت جوهری در چند دسته جای میدهد: نخست؛ توحش طبعی و کنش حیوانی، دوم؛ استخدام متقابل و کنش متقابل، سوم؛ استخدام عادلانه و کنش مبتنی بر عقل، چهارم؛ احسان و ایثار و کنش مبتنی بر فطرت الهی. جوادی آملی استخدامگری را ناشی از طبیعت انسان دانسته و معتقد است آدمی بر اساس فطرت خویش مدنی است، اما بر اساس طبیعت خود متوحش است.