سوژه و نسبت آن با منابع اقتدار در اندیشه‌های بازرگان و شریعتی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی (گرایش اندیشه‌های سیاسی )، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 دانشیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

3 استادیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

4 استادیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22059/jstmt.2024.370237.1683
چکیده

ترسیم نسبت دین با مدرنیته در دنیای در حال تحول ناشی از امواج توفنده مدرن که با سرعت بالایی همه ارزش­ها و باورهای دینی را در می­نوردد، از جمله وظایف نواندیشان دینی است. این جریان همواره درصدد بوده تا با بازخوانی­گزاره­های دینی متناسب با شرایط در حال تحول ناشی از امر مدرن، خوانشی روزآمد از دین ارائه دهد. «مهدی بازرگان» و «علی شریعتی» دو تن از نواندیشان ایرانی‌اند که تلاش نموده‌اند جایگاه سوژه دینی در دوران جدید را بر اساس بازتفسیری از مبانی سنتی در تعامل با دوران جدید مشخص سازند. این نوشتار با بهره­گیری از دو روایت اقتدارگرا و دیالوگ­محور از نسبت سوژه و اقتدار به‌عنوان چهارچوب نظری و روش تحلیل محتوای­کیفی، آرای بازرگان و شریعتی را مورد بررسی و کنکاش قرار داده است. یافته­های این پژوهش حاکی از آن است­که شیوه هر یک از این دو تفاوت‌هایی با مشی دیگری داشته است؛ بازرگان با دغدغه‌مندی درخصوص ارائه تعریفی از مبانی سنتی دینی­که در سازگاری با دنیای متجدد باشد، تلاش نمود تا مجال بیشتری برای سوژه فراهم کند. در مقابل شریعتی با تأکید بر خوانشی ایدئولوژیک از تشیّع برآن بود تا سوژه را از سیطره اقتدار سنتی خارج نموده و انسانیتِ وی را حتی در عین وفاداری به آموزه‌های سنتی مورد تأکید قرار دهد.