باورهای سیف فرغانی، گرایش به گفتمان تشیّع و نقد سیاسی-اجتماعی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری، گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
چکیده

سیف‌الدین فرغانی از شاعران کمتر شناخته‌شدۀ شعر دورۀ عراقی است. او در قرون هفتم و هشتم هجری، مقارن با عصر استیلای مغول، می‌زیسته و غالب عمرش را بیرون از مرزهای ایران‌زمین در آقسرا سپری کرده است. مسئلۀ مقالۀ حاضر، جست‌وجوی دلایل و زمینه‌هایی برای وجوه امتیاز اوست در قیاس با بسیاری از شاعران، خاصه قصیده‌سرایان از ‌جمله تعهد او به جامعه در مقام منتقد و مصلح اجتماعی و پرهیز او از شعر مدحی و شغل درباری. در این مقاله، نخست به زندگی‌نامۀ سیف پرداخته می‌شود و سپس گزارشی از باورهایش می‌آید که می‌تواند در قالب پیش‌زمینه‌ای در شناخت شخصیت و آثار او مفید باشد. در ادامه، بحث اصلی در سه بخش می‌آید: نخست، خلاصه­ای از وضع پریشان زمانۀ او می‌گوییم؛ دوم، به واکنش سیف در قبال آن وضعیت در قالب نقد سیاسی‌ـ‌اجتماعی مندرج در اشعارش می‌پردازیم که از منظر ارتباط شاعر با جامعه اهمیت دارد و سوم، سلوک اخلاقی و هنری وی را با توجه به مطالب پیش‌گفته ترسیم می‌کنیم. روش تحقیق توصیفی‌ـ‌تحلیلی و به‌سبب کمبود شدید منابع دست ‌اول، مراجعۀ مستقیم به متن دیوان سیف (قصاید او) و استخراج نکات است. جلب توجه منتقدانِ بُعدِ سیاسیِ شعر سنتی فارسی به شاعری نادر و لایق از اهداف جنبی تحقیق است. از نتایج تحقیق می‌توان به ناهم‌خوانی برخی باورهای سیف، از جمله دشمنی او با عقل و فلسفه و پیشینۀ تاریخی ایران با وجه مترقی شخصیت وی اشاره کرد، اما تأثیر تعلق خاطر سیف به حقیقت تصوف و تشیّع در پیگیری راهی اشاره دارد که در نهایت به گمنامی نسبی او ختم شده است.