محدودیتهای همنشینی همخوانها در مرز اشتقاق در زبان فارسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علومانسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علومانسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استاد گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری زبانشناسی، گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علومانسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22126/jlw.2020.5321.1440چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی محدودیتهای واجی حاکم بر همنشینی همخوانها در مرز اشتقاق ِواژههای زبان فارسی است. این پژوهش نشان میدهد تا چه اندازه جایگاه تولید، شیوه تولید و مشخصه واک میتواند در همنشینی همخوانها مؤثر باشد. در این پژوهش، 1362 واژه مشتق دارای توالی همخوانی از فرهنگ مشیری (1388) استخراج و بررسی شده است. بسامد توالیها در پیکره موردِ مطالعه و بسامد هریک از همخوانها در توالی، در هریک از جایگاهها ارائه شده است. نتایج این بررسی نشان میدهد که همخوانها با تفاوتهای بسامدی چشمگیری در توالی همخوانی ظاهر میشوند. توالیهای سایشی-غیرسایشی دارای بیشترین بسامد و توالیهای دوخیشومی دارای کمترین بسامد هستند. مقایسه فراوانی همخوانها بهعنوان عضو اوّل و دوم توالی نشان میدهد که تمامی 23 همخوان زبان فارسی در جایگاه اوّل توالی در مرز اشتقاق حضور دارند؛ ولی تنها 12 همخوان در جایگاه دوم میتوانند حضور داشته باشند. از میان 198 نوع توالی، 54 درصد از توالیها بهلحاظ مشخصۀ واک همسان هستند؛ درحالیکه 46 درصد توالیها از این نظر ناهمسان هستند. بنابراین، گرایش بهسمت همسانی در این مشخصه، با اختلاف اندکی بیشتر از ناهمسانی است. وضعیت واکداری باتوجّهبه جایگاه اوّل و دوم توالی تغییر درخور توجهی نشان نمیدهد.