بررسی تطبیقی جامعه آرمانی در دیدگاه سیاسی ـ اجتماعی ابنسینا و ابنخلدون بر اساس الگوی اسپریگنز
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری اندیشههای سیاسی (غرب، اسلام و ایران)، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22059/jstmt.2023.367074.1661چکیده
مقاله در تلاش است تا جامعه آرمانی را در اندیشه سیاسی ـ اجتماعی ابنسینا و ابنخلدون، بر اساس الگوی اسپریگنز بررسی کند. لذا مسئله پژوهشی چنین تدوین شده است که ابنسینا و ابنخلدون بر اساس دیدگاه سیاسی ـ اجتماعی خود، در طرح جامعه آرمانی چگونه میاندیشند؟ به بیانی دیگر، این دو اندیشمند مسلمان، بحران استقرار جامعه آرمانی را چگونه تعلیلیابی کرده و برای برونرفت از آن چه راهکاری ارائه میدهند؟ نوشتار حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی موردی و با استفاده از منابع کتابخانهای، به این گزارش دست یافته است که ابنسینا در تلاش برای پیوند بین سیاست و نبوت، بحران را نبود قدرت متمرکز ملی دانسته که فقدان سیاست نبوی و عدم اجرای درست شریعت را در پی داشته است. وی در طرح جامعه آرمانی، بهترین نوع نظام را نظام سیاسی نبوی دانسته که پیامبر یا جانشین او، در رأس امور قرار دارند. آرمان او آشتی بین دین و فلسفه، پیوند سیاست با شریعت و حفظ وحدت جامعه مسلمان از طریق قدرت متمرکز فیلسوف ـ پیامبر است. در واقع طرح جامعه آرمانی در اندیشه سیاسی ـ اجتماعی ابنسینا بر مبنای فطرت الهی انسان و نقش حداکثری دولت در سعادت و رستگاری اتباع در هر دو جهان بنا شده است. در حالی که در آراء ابنخلدون، شکلگیری و بسط حکومتهای پهناور و قدرتمند با منشاء اصول دینی و نقش دین و مذهب در طول عمر دولتها ارتباط دارد. وی دولت را پدیدهای سیال و زوالپذیر میداند که همانند انسانها دارای عمر طبیعی، از زایش تا مرگ، بوده که در این راستا، علاوه بر عصبیت قبیلهای، عصبیت دینی میتواند قوامبخش دولتها باشد.