بررسی مفهوم سازی حرکت در افعال مرکب فارسی: رویکردی شناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه زبانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22126/jlw.2021.6771.1571چکیده
حرکت بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادی در نظام شناختی بشر به گونههای مختلف در زبانها بازنمایی میشود. پژوهش حاضر نحوه واژگانیشدگی فعل مرکب حرکتی در زبان فارسی را بررسی میکند. نوع پژوهش توﺻﯿﻔﯽ– ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ است که به چگونگی واژگانیشدگی در افعال مرکب حرکتی تشکیلشده از عنصر غیرفعلی (اسم، صفت یا قید) و همکرد (کردن، دادن، شدن، زدن، خوردن،رفتن، بردن، آمدن، کشیدن، و ...) براساس نظریه واژگانیشدگی تالمی (1985) میپردازد تا به میزان واژگانیشدگی این افعال در زبان فارسی که به دو گونه «مرکب واژگانیشده و مرکب تابعمحور» تقسیم میشوند، دست یابد. ازاینرو، 100 فعل مرکب حرکتی مندرج در فرهنگ سخن (1381) جمعآوری و بررسی شدند. تحلیلها نشان میدهد که واژگانیشدگی در مؤلفههای حرکت و شیوه از بسامد بیشتری برخوردار است. از نتایج دیگر، این است که اصل نظریه اسلوبین (1960)، درخصوص تمایل سخنگویان زبانهای فعلمحور بر حذف مسیر در جملات، درمورد زبان فارسی نیز صدق می کند. تالمی (۲۰۰۰ب) حضور شیوه و سبب را به طور همزمان نفی میکند و زیر ساختی مجزا برای تعیین هریک بهدست میدهد؛ اما حین بررسی با افعالی روبهرو شدیم که همزمان شیوه و سبب را در فعل رمزگذاری میکنند.