استعارۀ مفهومی بت در عرفانِ اسلامی و مقایسۀ آن با زیبایی‌شناسی روحِ هگل

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران، تهران، ایران

doi
چکیده

استعاره از دیرباز در شکل ادبی و بلاغی آن مورد توجه ادبا بوده است، اما با نظریاتی که لیکاف و جانسون دربارۀ استعاره‌های مفهومی ارائه دادند، استعاره معنای گسترده و بااهمیت ­تری یافت. یکی از استعاره­ هایی که در ادبیات فارسی از جنبه ­های ادبی بسیار مهم بوده و مایۀ خلاقیت هنری و زیبایی­ شناسی شده، استعارۀ بت است. چون عرفا دربارۀ بسیاری از اصطلاحات و مفاهیمِ ادبیاتِ عاشقانه برداشت­های عرفانی داشته ­اند، در مورد بت نیز برداشت­ها و تعابیر متفاوتی به کار برده ­اند. این اصطلاح در میان تعابیرِ دینی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بت­ پرستی با عقوبت همراه بوده است؛ به همین دلیل می‌توان ادعا کرد که عرفایی چون مولوی و شبستری و ابن‌عربی با توجه به این‌که در نظرات خود به رحمت الهی توجه بیشتری داشته ­اند، به استعاره‌زدایی از بت پرداخته اند. برای مقایسه، در تفکرات هگل نیز مشابه چنین نظریه ­ای را در زمینۀ پیکرتراشی یونانیان شاهدیم. در این مقاله با اتکا به این موارد در پی اثبات این مسئلۀ هستیم که استعاره های مفهومی از دیرباز مورد توجه متفکران و به‌ویژه عرفا در تفاسیرشان بوده است. هرچند این متفکران از نظام و چارچوبی که لیکاف و جانسون ارائه داده­ اند، بی­ بهره بوده ­اند، اما این مسئله را به شکل دیگر و در قالب دیگری مطرح کرده­ اند.