ارتباط نمود دستوری و واژگانی در زبان فارسی: مطالعهای از منظر رویکرد انباشتی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22126/jlw.2022.7458.1619چکیده
در نوشتار پیش رو ارتباط بین نمود دستوری و واژگانی برپایۀ رویکرد انباشتی در زبان فارسی معاصر با توجه به نمونههای گفتاری و نوشتاری بررسی شده است. دادهها مؤیّد آن است که در رویدادهای کنشی ارتباط یکبهیک بین نمود دستوری و معنایی برقرار نیست. رویدادهای کنشی نامقیّد، غیر غائی هستند؛ حالآنکه رویدادهای مقیّد بهلحاظ واژگانی مشخّصههای غائی/ غیر غائی دارند. عدم مطابقت نمود دستوری و واژگانی رویدادهای ایستا ازراه خوانش کامل یا ناقص نمود دستوری و غیر غائیبودن نمود واژگانی آنها رقم میخورد. رویدادهای ایستای عادّی، نمود دستوری کامل/ ناقص و نمود واژگانی غیر غائی دارند، حالآنکه رخدادهای ایستای تحقّقی دارای نمود واژگانی غائی هستند. در رویدادهای غایتمند نیز ارتباط یکبهیک بین نمود کامل و غائی و نمود ناقص و نمود واژگانی غیر غائی برقرار نیست. نمود دستوری کامل رویدادهای تحقّقی، نمود واژگانی غائی دارند؛ همچنین صورت تداومی رویدادهای تحقّقی نشاندهندۀ نزدیکشدن به نقطۀ پایان و تحقّق عمل است. در رویدادهای تحقّقی استمراری نمود دستوری بر واژگانی تأثیر دارد و رویدادهای تحقّقی درجهپذیرِ نمود دستوری کامل، نمود واژگانی غائی/ غیر غائی دارند. نمود واژگانی رویدادها قابل پیشبینی نیست و ازراه مشخّصههای ذاتی فعل رقم نمیخورد، بلکه همۀ سازههای جمله در تعیین آن مشارکت دارند.