مبانی اندیشه و کنش سیاسی یوسف القرضاوی در آینۀ تحولات سوریه

نویسندگان

1 استادیار گروه اندیشه سیاسی در اسلام، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22059/jstmt.2023.365605.1651
چکیده

با عنایت به نقش محوری شیخ یوسف القرضاوی در تحولات پساانقلاب‌های عربی در سال 2011 و نیز جایگاه محوری وی در میان طرفداران اخوان‌المسلمین از یک‌سو، و نیز نحوۀ مواجهۀ وی با حکومت سوریه در این دورۀ زمانی، در این پژوهش برآنیم تا با استفاده از روش پژوهش مقایسه‌ای در مقام تحلیل و مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای در مقام جمع‌آوری اطلاعات، به این پرسش پاسخ دهیم که چه نسبتی میان اندیشۀ اسلام سیاسی میانه‌رو که وی نمایندۀ اصلی آن دانسته می‌شود با نوع کنش سیاسی او در قبال بحران سوریه وجود دارد؟ یافتۀ این پژوهش حکایت از آن دارد که علی‌رغم مشی اعتدالی وی در دورۀ پیش از تحولات مذکور، نوع کنش سیاسی وی در قبال بحران سوریه از منظر مبانی معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و روش‌شناختی حاکم بر گفتمان اسلام‌گرایانۀ وی در تضاد قرار دارد و می‌توان چنین اذعان کرد که وی از چارچوبه‌های اصلی گفتمان اسلام سیاسی خود عدول کرده است.