مدیریت بهینه منابع آب سطحی با WEAP: با لحاظ رویکرد بیزی ناشی از تغییر اقلیم

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد/ گروه مهندسی عمران/ دانشکده فنی و مهندسی/ دانشگاه قم

2 عضو هیئت علمی/گروه مهندسی عمران دانشگاه قم

doi
10.22059/ijswr.2018.257866.667911
چکیده

در این تحقیق اثر پدیده تغییر اقلیم بر مدیریت بهینه منابع آب حوضه خرم‌آباد بررسی شد. از مدل توسعه‌یافته هیبریدی براساس رویکرد بیزی برای این منظور استفاده شد. بدین‌صورت که ابتدا خروجی مد‌ل‌های AOGCM تحت سناریوی انتشار A2 طی دوره پایه 2000-1971 و دوره‌‌‌ آتی 2069-2040 کوچک‌مقیاس شدند و بر اساس وزن‌دهی، با استفاده از روش مونت‌کارلو به کمک نرم‌افزار SIMLAB تعداد 100 نمونه از تابع توزیع احتمالاتی ماهانه دما و بارندگی کوچک‌مقیاس شده حوضه، تولید شدند. نتایج نشان داد که میزان میانگین دمای ماهانه بلندمدت آینده به میزان 93/1 تا 7/3 درجه سانتی‌گراد افزایش پیدا خواهد کرد. میزان بارندگی در برخی ماه‌ها افزایش و در برخی کاهش پیدا خواهد کرد. محدوده تغییرات بارندگی حوضه تحت سناریوی A2 طی دوره 2069-2040 نسبت به دوره پایه بین 29/17- تا 04/1036 درصد خواهد بود. سپس با معرفی دما و بارش آینده حاصل از مدل هیبریدی به مدل واسنجی و صحت‌سنجی شده IHACRES، میزان جریان سطحی آینده بدست آمد.  نتایج کاهش میزان جریان سطحی رودخانه را نسبت به مقادیر پایه نشان داد. این کاهش برای سناریوی A2 در دوره 2069-2040 نسبت به مقادیر پایه به میزان 33/4 درصد خواهد بود. درنهایت در مدل WEAP سناریوهای مختلف موردبررسی قرار گرفتند و میزان تخصیص آب در دوره پایه و تغییر اقلیم مقایسه شدند. مشخص شد در فصل‌هایی همچون فصل تابستان با توجه به افزایش تقاضا که مقدار آب بیش‌تری مصرف می‌شود، تقاضای تأمین نشده (دوره شکست) وجود خواهد داشت و در شرایط تغییر اقلیم این وضعیت تشدید خواهد شد. به‌طوری‌که مقدار تقاضای تأمین نشده سالانه برابر 17/0 میلیون مترمکعب و در سناریوی A2-2040-2069 با افزایش 87 درصدی نسبت به پایه برابر 33/1 میلیون مترمکعب خواهد بود.