شخصیت قهرمانان در حکایتهای روضۀ خلد از مجدالدینخوافی
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه پیام نور. واحد سمنان. سمنان. ایران.
doi
چکیده
از دیرباز زبان فارسی تأثیر شگرفی بر زبان و ادبیات عثمانی گذاشته است و روزگاری زبان اصلی این منطقه بود و اندیشمندان عثمانی بسیاری در متون مهم فارسی تحقیق و تتبّع کردهاند و شرحهای بسیاری نیز بر متون مهم ادب فارسی نوشتهاند؛ از جملۀ آنها میتوان به شرح سودی بر گلستان سعدی، دیوان حافظ و شرح انقروی بر مثنوی مولوی اشاره کرد. چون شرح متن، نوعی نقد متن هم بهشمار میآید و شرحنویسی رایج در گذشته و میان مسلمانان، بیشتر به نقد لفظ و محتوا میپردازد. هدف مقالۀ حاضر این است که شیوۀ شرحنویسی شارحان ترک و نوع نگاه آنها را به متنهای برجستهای مانند دیوان حافظ و مثنوی بررسی کند و به روش مطالعۀ کتابخانهای، شیوۀ فیشبرداری و تحلیل دادهها، در پی پاسخ بدین پرسش است که زمینههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در شرحنویسی این اندیشمندان چه تأثیری داشته است و چه نشانههایی را از نقد اجتماعی، تاریخی و... در شروح آنان میتوان مشاهده کرد؟ همچنین، چه زمینههایی از دیدگاههای فهم که امروزه بر بسیاری از شرحنویسیها حاکم است، در این شروح به چشم میآید؟ بهنظر میرسد، اگرچه بیشتر این شروح، شرح لفظ است، اما با نگاه شارحان سنّتی متفاوت است و ما رگههایی از توجه به تاریخ و اجتماعِ زمان شاعر را در این شروح میبینیم. توجه به نسخهشناسی و بررسی صحّت انتساب بیت یا شعری به شاعران مورد بحث، تأویلهای عرفانی، توجه به زندگی شاعر و اشخاص در شرح متن، از ویژگیهای مهم این شروح است.